مانترَه
ریشهشناسی واژگان پارسی و خویشاوندانش
-
شادروان
-
شاذ
-
شاش
-
شانه
-
شاهدانه
-
شاهنشاه
-
شب
-
شبیخون
-
شتابان
-
شتر
-
شخم
-
شرح
-
شرف
-
شرمسار
-
شریان
-
شست
-
شش
-
شُش.
-
شستشو
-
شعف
-
شعله
-
شغل
-
شفاف
-
شغال
-
شفق
-
شقیقه
-
شکاف
-
شکر
-
شکستن
-
شکایت
-
شلاق
-
شکلات
-
شلغم
-
شلیل
-
شلوار
-
شما
-
شمس
-
شمشیر
-
شمع
-
شمردن
-
شمن
-
شنا
-
شن
-
شنبلیله
-
شنبه
-
شنگول
-
شنوایی
-
شوت
-
شنوسه
-
شور
-
شورش
-
شوق
-
شوش
-
شوکران
-
شوید
-
شهوت
-
شیدا
-
شیپور
-
شیرینی
-
شیر
-
شیشه
-
شیشم
-
شیطان
-
شیون
-
شیمی
-
شیوه
-
شمال