این کلمه به احتمال زیاد خاستگاه قفقازی دارد و از زبان سومری یا هوری برآمده است. صورتهای باستانی آن را به این ترتیب داریم: 𒄑𒄒 (شِنّور) سومری، 𒄑𒄒 (سَلُّورَه) هوری، 𒄒 (شَلّورو) اکدی، «شَلوری» اورارتی، սալոր (سَلُر) ارمنی کهن، սալոր (سَلُر) و սալորենի (سلُرِنی) میانه،
در زبانهای زندهی ایرانی این واژه به این صورتها دیده میشود: «شلیل/ شَلیر» پارسی، շլոր (شْلُر) و սալոր (سَلُر) ارمنی، «شیلُر» کردی،
«شلیل» در شعر و ادب کهن رواج نداشته و طی دو قرن گذشته به زبان ادبی پارسی وارد شده است:
آذر بیگدلی: «شاخ بزغاله همچو شاخ درخت پر شکوفه ز نار و سیب و شلیل»
ملکالشعراء بهار: «روی شلیل شد به مثل چون رخ خلیل نیمی ز هول زرد و دگر سرخ ز التهاب»