شهوت


آخرین به روزرسانی:
شهوت


بن «*هَوَی» در زبان پیشاسامی در اصل «بودن، تبدیل شدن» معنی می‌داده، اما به تدریج دایره‌ی دلالتش تعمیم یافته و در زبان‌های دیرآیندترتر «میل داشتن و قصد کردن» را می‌رسانده است. در همان بن پیشاسامی تبدیلی از «ه» به «س/ش» رخ داده که بن پیشاسامی «*شَوَی» و مشتق‌اش «*شَهْوَی» را به دست داده که «باعثِ تغییر شدن، دگرگون کردن، علت بودن» را می‌رسانده است. 

در زبان‌های کهن ایرانی از این بن چنین واژگانی زاده شده‌اند: 𒍜𒉈𒅗 (شومو:چرخاندن) و 𒋗𒉿𒄿 (شو-وو: هل دادن) اکدی، שוי (شوی: چرخاندن، هل دادن) آرامی، ܫܘܝ (شوی: : چرخاندن، هل دادن) سریانی،

 در پارسی از اینجا چنین واژگانی پدید آمده‌اند: «شهوت»، «شهوانی»، «شهوت‌انگیز»، «شهوتران»، «اشتها»، «بی‌اشتها»، «اشتهاآور». دلالت تمایل جنسی که در پارسی معنای اصلی این واژه است، در عربی زیاد رایج نیست و حدسم آن است که واژه‌ی پارسی از آرامی-سریانی وامگیری شده باشد، و نه از عربی.

از این بن در سایر زبان‌های ایرانی نو چنین واژگانی برخاسته‌اند: «شهو» (میل داشتن، اشتیاق داشتن) و «اِشْتِهاء» (اشتها) و «شهی» (میل جنسی) و «شِهْوانیَه» (جنسی، شهوانی) عربی، «شِهْوِت» و «شِهْوانی» و «ایشْتَها» (اشتها) ترکی، շտահ/ իշտախ/ իշտահ (شْتاهْ/ ایشْتاخ/ ایشْتاهْ: اشتها) ارمنی، «ایشْتیها» (اشتها) اردو. इश्तिहा (ایسْتیها: اشتها) هندی هم از پارسی وامگیری شده است.

«شهوت» با واسطه‌ی عربی در زبان‌های دیگر هم وامگیری شده است: «شَهْوَه» سواحیلی، «سْیَهْوَت» مالایی و اندونزیایی، ишта̄х (ایشْتاهْ: اشتها) صربی-کروآتی، ишти́х/ ишта́х (ایشْتیهْ/ ایشْتاهْ: اشتها) بلغاری،

این واژگان در شعر و ادب پارسی کاربرد محدودی داشته‌اند: 

نظامی گنجوی: « نه عشق این شهوتی باشد هوائی                         کجا عشق و تو ای فارغ کجائی»

سعدی شیرازی: « گنهکار و خودرای و شهوت پرست           به غفلت شب و روز مخمور و مست»

مولانای بلخی: « شهوت پنهان خود را بین یکی شخصی دوان   عین پنهان داشتن شد علت پیدا شدن»

و: «ز حرص و شهوتی ما را مهاری کرده دربینی                چو اشتر می‌کشاند او به گرد این جهان ما را»