ریشهی سامی «*شذذ» به معنای «جدا جدا، پراکنده، منزوی» کاربردی اندک پیدا کرده و واژگانی کمبسامد را زاده است. مشهورترین نوادهی آن «شاذّ» عربی و پارسی است به معنای «امر دشوار و دیریاب».
«شاذ» در شعر و ادب پارسی از قدیم با بسامدی بسیار اندک به کار گرفته میشده است و کاربردش نزد معاصران نیز باقی مانده است:
شیخ جامی: «خیال کشف حقیقت مکن به قوت فکر که این لغت به قیاس خِرد نماید شاذ»
اقبال لاهوری: «از خطیب و دیلمی گفتار او با ضعیف و شاذ و مرسل کار او»
ملکالشعرای بهار: «نادر و شاذ باشد این استاذ حکم نبود روا به نادر و شاذ»