کلمهی «شکلات» در اصل از زبان آزتکی ناهوآتل گرفته شده است. در این زبان «خُوکالیا» یعنی «ترش و تلخ کردن» و احتمالا از این ریشه است که «چوکولاتْل» و «کاکاهوآتْل» گرفته شده که یعنی «شکلات» و «کاکائو». پسوند «-آتْل» در این کلمات هم نشان میدهد که عنصر آب درشان وجود دارد. چون سرخپوستان کاکائو را با افزودن آب سرد به میوهی این گیاه استخراج می کردند و بعدتر هم غارتگران اسپانیایی و پرتغالی همین کار را با آب داغ به انجام رساندند. از همینجا تاثیر کلمهی «چُوکُول» مایایی هم بر این واژه آشکار میشود که یعنی «داغ، آب داغ» و در تلفظ این واژه در زبانهای اروپایی اثرگذار بوده است. کاکائو در دههی ۱۵۳۰م. همچون نوشیدنیای مثل قهوه به اسپانیا وارد شد و تا پایان قرن هفدهم در سراسر اروپا رواج یافت.
این واژه در زبانهای اروپایی به این شکلها دیده میشود: chocolate (۱۶۰۰م.) و chocolatey (شکلاتی؛ ۱۹۲۲م.، وامگیری از پارسی-هندی) و chocolatier (شکلاتفروش؛ ۱۸۶۵م.، وامگیری از فرانسوی) انگلیسی، chocolate اسپانیایی و پرتغالی، chocolat فرانسوی، xocolata کاتالان،
این واژه در دوران ناصری در پارسی هم وامگیری شده و این مشتقها را به دست داده که در همهی زبانهای قومی ایرانی نیز دیده میشود: «شکلات»، «شکلاتی»، «شکلاتفروش»، «شکلاتداغ»، «شوکولا»، «کاکائو»، «کاکائویی».
این واژه در زبان پارسی جدید است و در شعر کهن یافت نمیشود. در دوران مدرن اولین کسی که آن را در شعر پارسی به کار گرفته ایرج میرزاست که میگوید:
«چون شکلات است پدرسوخته قند و نبات است پدرسوخته»