ریشهی پیشاهندواروپایی «*uos/ *wos» به معنای «شما» مشتقی است از «*yu» به معنای «تو» و در زبانهای کهن اروپایی چنین واژگانی را به همین معنا زاده است: 𐌖𐌄𐌔 (اوئِس) فالیسکان، vos لاتین، *ᛃᛁᛉ (جیر) پیشانردیک، ir/ er/ ier/ aer آلمانی کهن، ir آلمانی میانه، ge انگلیسی کهن، ye/ yee/ ge/ iye/ gie انگلیسی کهن، jus/ ious پروسی کهن، ji فریزی کهن، gi ساکسونی کهن و هلندی کهن و میانه، þær/ þæ سوئدی کهن، 𐌾𐌿𐍃 (جوس) گتی، hui برتون کهن، huy برتون میانه، c’hwi برتون، hui ولش کهن، sib ایرلندی کهن، вꙑ (وی) اسلاوی کهن کلیسایی و شرقی، vy چک کهن، wy لهستانی کهن،
در زبانهای زندهی اروپایی از این بن چنین کلماتی را سراغ داریم که همگی «شما» معنا میدهند: jus لاتویایی و لیتوانیایی، gij/ jij هلندی، ye اسکات، ye/ yee انگلیسی، ihr آلمانی، איר/ איהר (ایر/ ایهْر) ییدیش، I دانمارکی، I/ Ir سوئدی، þér ایسلندی، chwi/ chi ولش، sibh ایرلندی، ви (وی) اوکراینی و صربی-کروآتی، вие (بیِه) مقدونی و بلغاری، вꙑ (وی) روسی، vy چک و اسلواکی و اسلوونیایی، wy لهستانی،
در زبانهای آریایی این ریشه به «*خْشْما» تبدیل شده و در زبانهای کهن ایرانی چنین کلماتی را زاده است: amSUe (یوشْمَه) و mvXUe (یوژَم) و amSx (خْشْمَه) اوستایی، यूयम् (یویَم) (یوسْمَه) سانسکریت، «*خْشْماخَم» پارسی باستان، «شْما/ اَشْما» پهلوی، «اَشْما/ اَشْماهْ» پارتی و تورانی، «اشْماغ/ شْماغو/ شْماخ» سغدی، «اوهو» (شما) و «اوهُو» (شما را) سکایی، ձեզ (جِز) ارمنی کهن، «یَس» تخاری الف، «یِس» تخاری ب،
در زبانهای زندهی ایرانی هم این واژگان را در این معنا میشناسیم: «شما» و «شمایان» پارسی، «شومُخ» یغنابی، «ایسا» بختیاری، «سْمَخ/ سیمَخ» آسی، ju آلبانیایی، ձեզ (جِز) ارمنی، «هون» کردی،
«شما» در شعر و ادب پارسی بیشماربار به کار گرفته شده است:
فردوسی توسی: «بباید شما را کنون گفت راست که آن بیبها اژدهافش کجاست؟»
و: «گر آیم مرا با شما نیست رزم به دل آشتی دارم و رای بزم»
ناصرخسرو قبادیانی: «سوی حکما قدر شما سخت بزرگ است زیرا که به حکمت سبب بودش مایید
از ما به شما شادتر از خلق که باشد چون بودش ما را سبب و مایه شمایید»