شیمی


آخرین به روزرسانی:
شیمی


         درباره‌ی ریشه‌ی این واژه دو پیشنهاد وجود دارد. یکی آن است که از ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*ghew» به معنای «پُر کردن» گرفته شده باشد. هواداران این ریشه اغلب مشتقی هلنی از آن را مهم پنداشته‌اند که در قالب کلماتی مثل cew (خِئو: پر می‌کنم، ذوب می‌کنم، ریخته‌گری می‌کنم) و cuma (خوما: مایع) یونانی نمود یافته است. این ریشه اما به چند دلیل نامربوط می‌نماید. نخست آن که به لحاظ معنایی ارتباط چندانی با علم شیمی یا کیمیا ندارد، و دیگر آن که اصولا این علم در فرهنگ و تمدن یونانی بسیار دیرآیندتر از سایر فرهنگ‌هاست و تعبیر یونانی برایش از ایران یا مصر وامگیری شده است. 

قدیمی‌ترین شکل از این کلمه در زبان‌های اروپایی cemeioa (خِمِئیوآ) است که در حدود سال ۳۰۰م. در بافتی رومی نوشته شده و در فرمان دیوکلسیان برای منع و پیگرد ادیان و عقاید شرقی آمده و در آنجا به «مذهب مصریان، متون کهن مصری» اشاره می‌کند. مضمون‌های علم شیمی در اروپا هم تا پایان قرون وسطا تقریبا یکسره از ایران وامگیری شده است، و نه مصر یا مراکز کهن غربی مثل یونان.

         پیشنهاد دوم که به نظرم درست است، خاستگاه این واژه را «*کم» (سیاه، کامل) مصری باستان می‌داند که کلمه‌ی                      (کمت: خاک سیاه، سرزمین سیاه) و                               (رع.نیْ کمت: زبان مصری) از آن مشتق شده و این نامی بومی است که مصریان قلمرو خود را بدان می‌نامیدند و ⲭⲁⲙⲉ/ ⲕⲉⲙⲓ (خَمِه/ کِمی: سیاه) قبطی بازمانده‌ی آن است. با توجه به این که بسیاری از فنون مربوط به شیمی از جمله شیشه‌گری در مصر باستان رونق داشته، به احتمال زیاد همین کلمه‌ است که در زبان‌های ایرانی و یونانی باستان وامگیری شده و «شیمی» و «کیمیا» را به دست داده است. 

این واژه در زبان‌های اروپایی – از جمله لاتین- جدید است و در جریان جنگ‌های صلیبی از پارسی و عربی وامگیری شده است. شکل‌های کهنش در یونانی هم بیشتر به وام واژه شباهت دارند و مشتقی و حتا معنای صریح و روشنی در پیوند با علم کیمیا از آن برنمی‌آید. بنابراین به احتمال زیاد فرضیه‌ی یونانی‌تبار بودن این واژه‌ و ارتباطش با بن‌های هندواروپایی نادرست است و این کلمه از مصری به زبان‌های ایرانی و در میان آنها به عربی راه یافته و از آنجا در زبان‌های اروپایی منتشر شده است. معنای اصلی آن هم «فن مصری/ هنر مصریان» بوده است. مسیر دیگری از مصری به یونانی به زبان‌های ایرانی هم محتمل است. اما با توجه به کاربرد اندک و مبهم این کلمه در یونانی و رواجش در زبان‌های ایرانی غربی کهن مثل ارمنی کهن و سریانی، احتمال اندکی دارد. 

         در زبان‌های اروپایی کهن از این ریشه چنین کلماتی مشتق شده‌اند: cumeia / cemeia (خومِئیا/ خِمِئیا: آلیاژسازی از فلزات) و chmia (خِمیا: سرزمین سیاه،‌ مصر) یونانی، alkimia (کیمیاگری، شیمی) لاتین قرون وسطایی، alkimie (کیمیاگری، ‌شیمی) فرانسوی کهن، 

         در زبان‌های اروپایی نو هم این کلمات را از این بن سراغ داریم: chemistry (شیمی) و alchemist (کیمیاگر؛ میانه‌ی قرن چهاردهم) و chemical (شیمیایی) و chemist (شیمی‌دان؛ ۱۵۶۰م.) انگلیسی، alchimie (کیمیاگری) فرانسوی، alquimia (شیمی، کیمیا) اسپانیایی، alchimia (شیمی، کیمیا) ایتالیایی، alchimiya (شیمی) روسی

         در زبان‌های ایرانی این واژه به احتمال زیاد بسیار زود وامگیری شده است. چون شکل‌هایی از آن را پیش از ظهور اسلام داشته‌ایم که քիմիա (کْئیمیا) ارمنی کهن نمونه‌ی آن است. با این حال نقطه‌ی انتشار اصلی‌اش عربی بوده است. شکل‌های متفاوت آن عبارتند از: «الکیمیاء/ خیمیاء» عربی، ալքիմիա / քիմիա (آلکیمیا/ کیمیا) ارمنی، «کیمیا» اردو و ترکی، و همچنین  कीमिया (کیمی‌یا) هندی و কিমিয়া (کیمی‌یا: شیمی) بنگالی،

         در پارسی هم «کیمیا» را از ابتدای کار داشته‌ایم، و هم شکل مدرن «شیمی» در عصر ناصری از فرانسوی وامگیری شده است و در نتیجه این مشتق‌ها از آن را می‌شناسیم: «کیمیا»، «کیمیاگری»، «کیمیایی»، «شیمی»، «شیمیایی»، «شیمی‌دان»، 

         این واژه در شعر و ادب پارسی رواج داشته و فراوان تکرار شده است:

فردوسی توسی: «نبیره چو شد رای‌زن با نیا                       از آن جایگه بردمد کیمیا»

خیام نیشابوری: « می خور که ز دل کثرت و قلت ببرد  و اندیشه هفتاد و دو ملت ببرد

                           پرهیز مکن ز کیمیایی که از او یک جرعه خوری هزار علت ببرد»

مولانای بلخی: « ز کیمیاطلبی ما چو مس گدازانیم                تو را که بستر و همخوابه کیمیاست بخسب»

حافظ شیرازی: «بیا ساقی آن کیمیای فتوح                         که با گنج قارون دهد عمر نوح»