شنوسه


آخرین به روزرسانی:
شنوسه


         ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*pneu» به معنای «نفس کشیدن» مشتقی داده به صورت «*kneus/ *sneus/ *ksneu» که یعنی «عطسه کردن». این ریشه در زبان‌های اروپایی کهن این مشتق‌ها را به دست داده است: hnjosa و fnysa (خروپف کردن) نُردیک کهن، niosan آلمانی کهن، sense/ fneosan انگلیسی کهن، fniesen انگلیسی میانه، hnjosa ایرلندی کهن، 

         در زبان‌های زنده‌ی اروپایی از این بن چنین کلماتی برخاسته‌اند که باز همگی «عطسه کردن»‌ را می‌رسانند: sneeze انگلیسی، niesen آلمانی، fniezen هلندی، nysa سوئدی، 

         بن پیشا هندواروپایی «*sneus/ *ksneu » در زبان‌های آریایی به ریشه‌ی «*شْنَوس» تبدیل شده که از آن در پارسی قدیم کلمه‌ی «شنوسه» (عطسه) باقی مانده است، که در شعر و ادب هم رواج چندانی پیدا نکرده است. در زبان‌های باستانی ایرانی از این بن چنین واژگانی زاده شده‌اند:‌ «کْسَوتی» (عطسه کردن) و «کْسَوَه/ کْسوتَه» (عطسه) و «کْسَوَکَه» (خردل سیاه، در اصل یعنی:‌ عطسه‌آور) سانسکریت، «شْنُوسَگ» (عطسه) پهلوی، «خْنوی» خوارزمی،

         در زبان‌های زنده‌ ایرانی هم این شکل‌ها را از آن می‌بینیم: «نوگَیْ» پشتون، «آشْنافَه» طبری، «اُشْنو» خوری، «خْونوش» یغنابی، «ایشْنیژا» خوانساری، «شینیخْوْ» یزغلامی، «شینیوْزَک» (ان‌دماغ) روشانی، «شونیزْگَک» شغنی، «خْنیگَه» مونجی، «غَنیگُو» یدغه، «شْنیزِه» خوانساری.