شوق


آخرین به روزرسانی:
شوق


         ریشه‌ی عربی «*شوق» به معنای «میل، نیاز» به نسبت جدید است و در سایر زبان‌های سامی خویشاوندی ندارد و در زبان پارسی بیش از عربی رواج دارد. از این رو حدس می‌زنم به همراه بن خویشاوندش «*شفق» از زبانی دیگر به عربی وارد شده باشد. با این حال این بن کهن بوده و در زبان‌های کهن ایرانی به این صورت‌ها دیده می‌شود: שׁוּקָא (شوقا: شوق، میل) آرامی، שׁוּק (شوق) عبری، 

         از این بن در زبان پارسی چنین واژگانی زاده شده‌اند: «شوق»، «مشوق»،‌ «تشویق»، «تشویقات»، «تشویق‌نامه»، «شوق‌آمیز»، «ذوق‌وشوق»، «شوق‌آور»،‌ «اشتیاق»، «پراشتیاق»، «اشتیاق‌آور»، «شایق»، «مشتاق»، «اشتیاق»، 

         در سایر زبان‌های زنده‌ی ایرانی از این ریشه چنین کلماتی برآمده‌اند: «شَوق» عربی، «شُوْق» ترکی آذری، «شِوْک» (شوق) ترکی استانبولی، «شُوق» اردو، 

         در زبان‌های هندی از اینجا چنین واژگانی وامگیری شده‌اند: শখ (سُکْهْ: شوق) بنگالی، शौक़ (سَوق: شوق) هندی، 

         برخی از این لغات به سایر زبان‌ها هم وارد شده‌اند: «شَوکو» (شوق) سواحیلی، «سْیُوک» (شوق) اندونزیایی و مالایی، shoke/ shouq/ shiok (شوق) انگلیسی، 

          حدسم آن است که کلمه‌ی «شوک» هم که وام‌واژه‌ای فرنگی است در اصل از همین‌جا آمده باشد و با این بن خویشاوند باشد. در زبان‌های پیشاژرمنی بنی داریم به صورت که چنین واژگانی را در زبان‌های اروپایی به دست داده است: skykkr (نوسان، حرکت پیاپی) نردیک کهن، choquer (برخورد کردن، تصادم) فرانسوی کهن، scokken (هل دادن، پرت کردن) هلندی میانه، scoc (هل دادن، پرت کردن) آلمانی کهن، schocken (ضربه زدن، پس و پیش بردن) آلمانی میانه، schiggen (تکان دادن) انگلیسی میانه، shock (مبهوت شدن، لطمه‌ی روانی دیدن) انگلیسی و فرانسوی و آلمانی

محتمل‌ترین ریشه‌ی هندواروپایی برای این واژگان «*skek/ *kek» است به معنای «تکان دادن، گریختن» که چنین واژگانی را در زبان‌های اروپایی قدیم با همین معنا به دست داده است: skaka نردیک کهن، scacan/ sceacan انگلیسی کهن، schaken هلندی میانه، skakan ساکسونی کهن، skeka فریزی کهن، skaka سوئدی کهن

         در زبان‌های زنده‌ی اروپایی از اینجا چنین کلماتی را می‌شناسیم: shake انگلیسی، skage دانمارکی، skaka سوئدی و نروژی و ایسلندی، schaken هلندی، schake/ schack اسکات، 

         این خوشه از واژگان ریشه‌ی مشخصی در زبان‌های هندواروپایی ندارند و دیرآیند هستند. یعنی ریشه‌ی فرضی برسازنده‌شان در زبان‌های شاخه‌ی غربی چندان زایا نبوده و در لایه‌های قدیمی‌تر زبان‌های هندواروپایی هم دیده نمی‌شود. از این بعید نیست وامی از بن «*شوق» در زبان‌های ایرانی بوده باشد.

اگر چنین باشد این وام‌واژه‌ها و ترکیب‌ها که از فرانسوی به پارسی وارد شده‌اند نیز به همین ریشه بازمی‌گردند: «شوک»، «شوکه»، «شوک‌آور»، «شوک [الکتریکی] دادن»، «شوک‌درمانی»

         این واژگان در شعر و ادب پارسی فراوان به کار گرفته شده‌اند:

ابوسعید ابوالخیر: «ای شوق تو در مذاق چندان که مپرس                 جان را به تو اشتیاق چندان که مپرس»

سنایی غزنوی: «مشتاق تو از شوقت در کوی تو سرگردان               از خلق جدا گشته خرسند به خلقان‌ها»

خاقانی شروانی: « نزد من کعبه کعبه است خراسان که ز شوق  کعبه را مجمره گردان به خراسان یابم»