شنبه


آخرین به روزرسانی:


         کهن‌ترین ثبت از «شنبه» را در زبان اکدی به صورت 𒊭𒉺𒌅 (شَپَتّو) می‌بینیم که نام روز میانی هر ماه قمری بوده است. ریشه‌ی این واژه «*سبت» سامی است که «ثبت» و «اثبات» و «مثبت» و «ثبات» و «تثبیت» و «ثوابت» و «ثبوت» و «ثابت» در پارسی و عربی از آن آمده است. 

اما «شنبه» در زبان‌ها و ادیان گوناگون ایران غربی بازمانده و بسته به زمینه‌اش «روز تعطیل»، «روز آغازین هفته» یا «روز جشن آیینی» معنی می‌داده است. امروز باور عمومی آن است که شکل عبرانی‌اش مهم‌ترین و مشهورترین برچسب برای آن بوده، اما حقیقت آن است که رواج این عبارت و اصولا جهانگیر شدن گاهشماری بر اساس هفته و نام‌های روزها از دین مانوی ناشی شده و این دین در رمزگذاری و انتشار مفهوم «شنبه» تاثیری بیشتر داشته است. این کلمه در بافت یهودی و اسلامی به روز شنبه و در بافت مسیحی و مانوی به روز خورشید (یکشنبه) اشاره می‌کرده است.

         در زبان‌های کهن ایرانی این کلمه به این شکل‌ دیده می‌شود: שַׁבָּת‎ (شَبَت) آرامی، «شَمْبَد» پهلوی مانوی، «شَمْبَت» پارتی مانوی، שמבד (شمبد) عبری، շաբաթ (شَبَتا) و սաբատ (سَبَت) و սաբբատ (سَبَّت) ارمنی کهن، ܫܒܬܐ (شَبَتا) سریانی، შაბათი (شَبَتی) گرجی کهن، «شنبثک» خوارزمی، «شمپد/ شمبد» سغدی، 

در زبان‌های ایرانی زنده هم این واژه را در این قالب‌ها می‌بینیم: «شَنْبَه» ترکی آذری، шәмбе (شَمْبِه) باشکیری، «شَمَه/ شَمْبی» کردی، сенбі (سِنْبی) قزاقی، ишемби (ایسِمْبی) قرقیزی، шимбә (شیمْبَه) تاتاری، شەنبە‎ (شِنْبِه) اویغوری، «شَمَه» زازا، «شَنْبَه» ازبکی، շաբաթ (شَبَتا) ارمنی، шот (شُت) چچنی، შაბაში (شَبَشی) گرجی، საბატონი (سَباتونی) لاز و مینگرلی، шаматӏ (شَمَت) اودی، «سبَّت/ سنبه» و «شنبذ» (جشن، تفریح) عربی، «سَبَت» آسی، 

این کلمه در زبان‌های دیگر هم وامگیری شده است: sabbaton (سَبّاتُون) یونانی، ⲥⲁⲃⲃⲁⲧⲟⲛ (سابَاتُون) قبطی، sambatum لاتین، *𐍃𐌰𐌼𐌱𐌰𐍄𐍉 (*سَمْبَتُو) و 𐍃𐌰𐌱𐌱𐌰𐍄𐍉 (سَبّاتُو) گُتی، sambaztag آلمانی کهن، щамат (شَمَت) آواری، savato و simbata رومانیایی، sjabat هلندی، sabbath/ shabbat انگلیسی، chabbat/ shabbat و Samedi فرانسوی، sabbat نروژی، schabbath و Samstag آلمانی، szabat لهستانی، Шабба́т (شَبَّت) روسی، שבת‎ (شَبِس) ییدیش، šábes چک، subota صربی-کروآتی، sabado اسپانیایی و پرتغالی، sabbato ایتالیایی، szombat مجاری، 

کلمات این خانواده فراوان در شعر و ادب پارسی به کار گرفته شده است:

سنایی گنجوی: «من سوی تو شنبه و تو سوی من                 چون سوی کودک شب آدینه‌ای»

نظامی گنجوی: «ناف هفته مگر سه‌شنبه بود              از دگر روز هفته آن به بود»

اوحدی مراغی: «شب شنبه که بود آغاز هفته             رجب را بیست روز از ماه رفته»

مولانای بلخی: «نگیرم گور و نی هم خون انگور                 که من از نفی مستم نی ز اثبات»