یک


آخرین به روزرسانی:

          ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*oi-no» بع معنای «یک» همان است که ریشه‌ی هندواروپایی به «*oiu-s» و ریشه‌ی ایرانی «*اَیْوَه» را به دست داده است. این ریشه در اصل از «*aua» پیشاهندواروپایی به معنای «او، آن» برخاسته است.

در زبان‌های اروپایی کهن از این ریشه این کلمات برخاسته‌اند: oinos (اُویْنُوس: تک، خال تک در بازی ورق یا تاس) یونانی، unus (یک) و uncia (یک دوازدهم) و non (هیچ‌یک) و nullus (هیچ‌یک، هیچ‌کدام) و unionem (وحدت، یگانگی) و unanimus (ذهنیت منسجم، عزم راسخ، در اصل یعنی: با یک فکر و روح) و universalis (همگانی) و universus (همه‌ با هم، یکپارچه) و unire (متحد کردن) لاتین، einigr (هریکی، هرکدام) و ellifu (یازده) و neinn (هیچ، هیچ‌یک) و einn (یک) نُردیک کهن، an (یکی، یک، اوایل قرن دوازدهم) و all ana (تنها) و anspræce (وحدت کلمه) و anhorn (تک‌شاخ) و on an/ anon (سرراست، در اصل یعنی: پیوسته، در هم تنیده) و ænig (هر، هرکدام) و ynce (اینچ، واحد طول) و nan (هیچ‌یک، هیچ) و an (یک) و æne (یکبار) انگلیسی کهن، و unche (اینچ، واحد طول؛ ۱۳۰۰ م.) انگلیسی میانه، oen (یک؛‌ ۱۲۰۰م.) سلتی، enig (هر، هرکدام) و elleban (یازده) و nen‌ (هیچ‌یک، هیچ‌کدام) ساکسونی کهن، enich (هریک، هر) و andloba (یازده) و an (یک) فریزی کهن، enleofan (یازده) و non- (پیشوند نفی) و unce/ once (واحد وزن، یک دوازدهم پوند؛ ۱۲۰۰م.) و unicorne (اسب تک‌شاخ) و union (یکتایی، وحدت؛ قرن دوازدهم) و unite (اتحاد، وحدت؛ ۱۲۰۰م.) و universel (عمومی، جهانی؛ قرن دوازدهم) و univers (جهان؛ قرن دوازدهم) و universite (محفل علمی؛ قرن سیزدهم) فرانسوی کهن، einlif (یازده) و nein (نه، هیچ) آلمانی کهن، nen (هیچ‌یک، هیچ) آلمانی میانه، ainlif (یازده) و ains (یک) گُتی، Onza (واحد وزن، اونس) ایتالیایی کهن، inu/ ino (یک) اسلاوی کهن کلیسایی، oin (یک) ایرلندی کهن، un (یک) برتون.

در زبان‌های اروپایی زنده هم این مشتق‌ها را از آن سراغ داریم: un/ une (یکی، یک) و unique (تک، یگانه؛ قرن شانزدهم) و unisson (همنوایی، هم‌صدایی؛ قرن شانزدهم) فرانسوی، ein (یک) و allein (تنها) و einig (هریک، هرکدام) و elf (یازده) و Universität (دانشگاه) و einmal (یکبار) و einfach (ساده) و nein (نه، هیچ) آلمانی، alleen (تنها) و een (یک) و enig (هریک، هرکدام) و elf (یازده) هلندی، angus (اسم شخصی، یعنی بی‌بدیل، ترکیب oen (یک) و gustu (انتخاب) سلتی) اسکاتلندی، aonghus (اسم شخصی، یعنی بی‌نظیر) ایرلندی، een (یک) دانمارکی، uniyat (قبول مرجعیت پاپ در کلیسای شرقی) و unia (وحدت، یگانگی) و universitet (دانشگاه) روسی، vienas (یک) لیتوانیایی، Universidad (دانشگاه) اسپانیایی، 

در زبان انگلیسی این واژگان از این بن زاده شده‌اند: a/ an (یکی، یک؛ حذف n: میانه‌ی قرن چهاردهم) و alone (تنها؛ کوتاه شده‌ی all one؛ ۱۳۰۰م.) و angus (بی‌بدیل، بی‌نظیر، اسم شخصی) و anon (سرراست، به زودی؛ ۱۵۲۰م.) و atone (هماهنگی، کوتاه شده‌ی at one؛ ‍۱۵۹۰.م) و any (هر، هرکدام؛ ۱۳۰۰م.) و eleven (یازده؛ قرن سیزدهم) و inch (واحد طول؛ ) و lone (تنها؛ اواخر قرن چهاردهم) و lonely (عزلت، تنهایی؛ ۱۶۰۰م.) و none (هیچ؛ ) و non- (پیشوند نفی؛ قرن چهاردهم) و null (تهی، پوچ؛ ۱۵۶۰م.) و one (یک؛ ) و once (یکبار؛ ۱۲۰۰م.) و ounce (واحد وزن؛ اوایل قرن چهاردهم) و quintcunx (قران ستارگان در فاصله‌ی پنج صورت فلکی، در اصل لاتین یعنی «پنج دوازدهم»؛ ۱۶۴۰م.) و triune (تثلیث، در اصل یعنی: سه در یک؛ ۱۶۳۰م.) و unanimous (راسخ، باعزم؛ ۱۶۱۰م.) و uni- (پیشوند وحدت) و unary (یک‌یکی، برساخته شده از روی binary؛ ۱۹۲۳م.) و une (متحد کردن؛ ۱۴۰۰م.) و university (دانشگاه؛ ۱۳۰۰م.) و universe (جهان؛ ۱۵۸۰م.) و uniate (قبول مرجعیت پاپ در کلیسای شرقی؛ ۱۸۳۳م.) و unilateral (یک‌طرفه؛ ۱۸۰۲م.) و uncial (به مقدار یک اونس یا اینچ؛ ۱۶۴۰م.) و unicorn (تک‌شاخ؛ اوایل قرن سیزدهم) و union (اتحادیه، متحد کردن؛ اوایل قرن پانزدهم) و unique (تک، یگانه؛ ۱۶۰۰م.) و unison (همنوایی، هم‌صدایی؛ ۱۵۷۰م.) و unite (متحد شدن؛ اوایل قرن پانزدهم) و unity (اتحاد؛ ۱۳۰۰م.) و universal (همگانی، جهانی؛ اواخر قرن چهاردهم).

          این ریشه در زبان‌های آریایی کهن به ریشه‌ی «*هَیْوَس» و در ریشه‌ی ایرانی به «*اَیْکَه» تبدیل شده و در زبان‌های ایرانی کهن این مشتق‌ها را به دست داده است: 𒀀𒄿𒅗 (اَیْکَه: یک) میتانی، «اَئِوَه/ اُویْوَه» (یک) اوستایی، 𐎠𐎡𐎺(اَیْوَه: یک) و «اَیْوَم» (یکم) پارسی باستان، एक (اِکَه: یک) و ऐक्य/ एकता (اَیْکیَه/ اِکْتا: یگانگی، یکتایی) و «اِکَکَه» (تک) سانسکریت، 𑀏𑀓 (اِکَه: یک) سانسکریت براهمی، «اِوْ/ اِوَک/ اِک» (یک) و «اِکانَک» (یگانه) پهلوی، 𐭧𐭣‎ (اِوَگ/ اِوْ: یک، نوشته شده با هزوارش: حَد) پارتی، «اِوْ/ اِوْتاگ/ یَک» تورفانی، ιωγο (یُوگُو: یک) بلخی، «ایوچیک» (تک) و «ایو» (یک) خوارزمی، «سْسوکَه» (تنها، درمانده) و «سْسو» (تنها، تک) سکایی، «ایو» (یک) سغدی، հեչ (هِچ: هیچ) ارمنی میانه،

در زبان پارسی از این بن چنین واژگانی برآمده‌اند: «یک»، «یازده»، «یکتا»، «یکدونه»، «یکا»، «یگان» (در ارتش)، «یکان» (در حساب)، «یگانه»، «یکتاپرست»، «یکرنگ»، «یکدل»، «یکدیگر»، «یک‌دفعه»، «یک‌باره»، «یکشنبه»، «یکم»، «هیچ»، «هیچی»، «هیچگاه»، «هیچکس»، «هیچ‌جا»، «هیچاهیچ»، «هیچیک»، «هیچ‌کدام»، «هیچکس/ هیشکی»،  

این نکته را گوشزد کنم که بخش نخست واژه‌ی «هیچ» پارسی و «ایچ» پهلوی هم از اینجا آمده و شکل اولیه‌اش «*اَیْوَه-چییْ» بوده به معنای «هیچ‌یک» که ترکیب مشابهش را در زبان‌های اروپایی هم می‌بینیم.

در سایر زبان‌های ایرانی نو هم این مشتق‌ها را از این ریشه سراغ داریم: «یِک» و «یِکْتا» و «یِگانِه» و «یِکْدیل» (یکدل) ترکی، «یِک» و «یَکْدِل» (یکدل) چغتایی، «یِک» و «ییگانِه» (یگانه) و «یِه‌کْدیل» (یکدل) ترکی اویغوری، «یَک» و «یَکْتُو» (یکتا) و «یِگُونَه» (یگانه) و «یَکْدیل» (یکدل) ازبکی، «یَک» و «یَکْتا» و «هیچ» اردو، «ایوْ/ اِوْ» (یک) آسی، հիչ (هیچ) و հեչ (هِچ: اصلا، هرگز) ارمنی، ჰიჩი (هیچی: هرگز) لاز، hiç (هیچ) آلبانیایی، еш (اِش: هیچ) قزاقی، 

در زبان‌های هندی از این ریشه چنین واژگانی مشتق شده‌اند: यक (یَک) و हेच (هِچ: هیچ) هندی، ஐக்கியம் (اَیْکّیام: یکتا، تک) تامیلی، ഐക്യം (اَیْکْیام: یگانگی، تکی) مالایالام، एकी (اِکی: یکتایی، وحدت) مراثی، 

          برخی از این واژگان به زبان‌های دیگر نیز وارد شده‌اند: хич (هیچ) بلغاری، hici (هیچ) رومانیایی، iç (هیچ) تاتاری کریمه،

این واژگان بی‌شماربار در متون ادبی پارسی تکرار شده‌اند.