اغلب فرهنگهای ریشهشناسی این کلمه را با بن پیشاهندواروپایی «*yeh» به معنای «رفتن، وارد شدن» مربوط دانستهاند. اما گذشته از گرههای ناهمسازی واجی، پیوند معنایی روشنی میان این دو برقرار نیست و کلمات برآمده از این بن هم ارتباطی با دلیری و جنگاوری برقرار نمیکنند: itiAe (یایْتی: آمدن، وارد شدن) اوستایی، याति (یاتی: رفتن، حرکت کردن) و यान (یانا: سفر، حرکت) وयामन् (یامَن: زیارت، سفر، ماموریت) سانسکریت.
از این رو حدسم آن است که «یل» شکلی کوتاه شده از «آلان/ یالان» باشد که در اصل یعنی «آریایی/ ایرانی» ولی انگار دربارهی نام این قبیله «سوارکار، پهلوان» هم معنی میداده است. شاهدی که درستی این حدس را نشان میدهد آن که کلمهی خویشاوند آن یعنی «جَلد» پارسی هم چنین معنایی را میرساند و بر «سریع، چالاک» دلالت میکند. پیوند میان «یل» و «جلد» گویا در قدیم بر سخنگویان معلوم بوده، چون شاعرانی مثل فردوسی که یکی را زیاد به کار میگیرد، در استفاده از دیگری نیز گشادهدست است. تعبیر «یله کردن» هم شاید از همینجا آمده باشد.
این واژه مانند نام قوم «آلان» باید بسیار دیرینه باشد، چون در زبانهای اروپایی کهن نیز وامگیری شده و در این حوزهی تمدنی انتشار یافته است. به همان ترتیبی که «یل» را به ریشهای نامربوط منسوب کردهاند، این خوشه از واژگان برآمده از «یل» را هم به ریشهی هندواروپایی «*io» و «*ia» به معنای «طلب» و «برانگیختن» مربوط دانستهاند، که درست نمینماید.
به لحاظ تاریخی نقطهی ورود این واژه به دایرهی فرهنگ اروپایی پیامد جنبش یهودیانی بوده که در قرن اول میلادی به هواداری از دولت اشکانی با اشغالگران رومی مبارزه میکردند و هواداران رومیها را ترور میکردند. این گروه به یونانی zhlwths (زِلوتِس) نامیده شدهاند و آن را مشتقی از بن فرضی «*io/ *ia» دانستهاند و «برانگیختگان، مشتاقان» ترجمه کردهاند. اما این برداشت نادرست مینماید. نخست آن که چنین ریشهای در زبانهای هندواروپایی چندان زنده و زایا نیست و تنها همین خوشه از کلمات را پدید آورده و به همین خاطر جعلی و ساختگی مینماید. دوم آن که این کلمهی یونانی در اصل ترجمهای بوده از קנאים (قَنائیم) عبری که دقیقا یعنی «یلان، پهلوانان».
چنین مینماید که کتمان پیوندهای روشن این جنبش با پارتیها و سیاست اشکانیان باعث شده روابط زبانی بینشان نیز مورد غفلت واقع شود. اما حقیقت آن است که فلسطین آن روزگار استانی ایرانی بوده که رومیان بخشهایی از آن را اشغال کرده بودند و مردم این منطقه با یاری سپاهیان اشکانی و بعدتر ساسانی در صدد راندن رومیان از این قلمرو بودند و در نهایت هم موفق شدند چنین کنند. بنابراین هیچ عجیب نیست که عبارت «یل» پارتی/ پهلوی هم موازی با «قنائیم» در میان این شورشیان کاربرد داشته باشد.
zhlwths (زِلوتِس: شورشیان یهودی) و zhlos (زِلُوس: کوشش، دلیری، رقابت) یونانی درگاهی است که این واژه را به سپهر زبانهای اروپایی وارد میکند. این اسم در لاتین به صورت zelotes وارد شده و zelus لاتین متأخر و zel فرانسوی کهن را نتیجه داده است. از قرن چهاردهم به صورت zealot وارد زبان انگلیسی هم شده است و صفت zeal از آن ساخته شده است.
مشتق دیگر این ریشه در زبانهای اروپایی jalos یا gelos در فرانسوی کهن است که در قرن دوازدهم میلادی «حسود» معنی میدهد. همین واژه در فرانسوی نو jaloux و در انگلیسی (از ۱۲۰۰م. به بعد) jealous را برساخته که همین معنای حسادت را میرساند. صورتهای دیگر این کلمه عبارتند از zele فرانسوی، zelo ایتالیایی، و celo اسپانیایی که معنای همگی «سرسختی و کوشش و دلیری» است.
با این حساب این کلمات در زبانهای هندی نیز از همینجا آمدهاند: जल्द (جَلْد: سریع، شتابزده) و जल्दबाज़ी (جَلْدَبازی: شتاب، عجله) هندی، জলদ (جُلُد: سریع، چابک) و জলদি (جُلْدی: سریع، شتابزده) بنگالی،
این واژگان در شعر و ادب پارسی بسامدی میانه داشتهاند:
فردوسی توسی: «ببندید یکسر میان یلی ابا گرز و با خنجر کابلی»
و: «سخنآوری جَلد و بینی بزرگ سیه چرده و تندگوی و سترگ»
ابن یمین فریومدی: «گردان کن ای نگار می ناب تا کنیم غمهای روزگار به یکبارگی یله»
عیوقی غزنوی: «دلاور بدو جلد و زورآزمای به نیزه بکندی کُهی را ز جای»