«یقه» که در لهجهی تهرانی «یخه» هم گفته میشود، از «یَخَه» ترکی به معنای «لبه، حاشیه» مشتق شد و در عربی به «یاقَه» تبدیل شده که یعنی «گریبان». همتاهای آن در سایر زبانهای اورالی-آلتایی عبارتند از: «یاقا» ترکی اویغوری، «یاکا» ترکی استانبولی، «سَگَه» یاکوت، «یَگَه» باشکیری
این کلمه در شعر و ادب پارسی کاربردی نداشته و عامیانه قلمداد میشده است. با این حال در پارسی جدید شاخهزایی کرده و چنین ترکیباتی را به دست داده است: «یقهباز»، «یقه هفت»، «بییقه»، «یقهدار»، «دست به یقه»، «یقهگیری»