یاقوت


آخرین به روزرسانی:
یاقوت

تقریبا همه‌ی نویسندگان کلمه‌ی «یاقوت» را وامی از زبان یونانی دانسته‌اند و این قدری غریب است. چون یونان از نظر معادن یاقوت غنی نیست و تولید کننده‌ی اصلی این سنگ قیمتی در قدیم ایران بوده است. در یونانی این کلمه به صورت ‘uazinqos (هوازینْثوس) و ‘uazinqos (هواکینْثوس) ثبت شده، اما ریشه‌ی یونانی مشخصی ندارد و وام‌واژه است. در متون یونانی کهن این کلمه به شکلی مبهم به سنگی گرانبها و آبی یا گل‌هایی به همین رنگ ارجاع می‌دهد. معنای اصلی‌اش احتمالا «سنبل» بوده است. چون در اسطوره‌های یونانی دیرآیندتر که در قرون بعد از عصر هخامنشی پدید آمده، هواکینثوس اسم پسر محبوب آپولون است که به اشتباه به دست او کشته می‌شود و از مقبره‌اش سنبل می‌روید.

در بیشتر مراجع ریشه‌شناسی نوشته‌اند که یونانیان این کلمه را از زبان‌های پیشاهندواروپایی اطراف مدیترانه وامگیری کرده‌اند. اما این هم این نادرست می‌نماید، چون در اطراف مدیترانه معدن یاقوتی نداشته‌ایم که در دوران باستان فعال و مشهور باشد. قاعدتا خاستگاه این کلمه در یونانی زبان‌های ایرانی بوده که مردمش یاقوت را به این قلمرو صادر می‌کرده‌اند.

البته این درست است که کلمه‌ی یاقوت در زبان‌های اروپایی از این خاستگاه یونانی نتیجه شده‌اند. اما باز چنین می‌نماید که حتا زبان‌های اروپایی دیرآیندتر هم وامگیری‌های سرراستی از زبان‌های ایرانی کرده باشند. در زبان‌های اروپایی پیوند میان معنای «یاقوت» و «سنبل» همچنان برقرار است و اغلب این واژگان هردو معنا را می‌رسانند. در زبان‌های کهن اروپایی این واژه به این شکل‌ها دیده می‌شود: Hyacynthus لاتین، jacinte فرانسوی کهن، jahhant و jagant آلمانی کهن، Yхонт (یاخُنْت) اسلاوی کهن شرقی، акинтъ/ акунтъ (آکینْتو/ آکونْتو: یاقوت) اسلاوی کهن کلیسایی، 

در زبان‌های زنده‌ی اروپایی این شکل‌ها از این واژه را داریم: giacinto (یاقوت، سنبل) ایتالیایی، Hyazinthe (سنبل) آلمانی، hyacint (سنبل) سوئدی، hyasintti (سنبل) فنلاندی، hyacinth (سنبل) و jacinth انگلیسی، jacintos (سنبل) لیتوانیایی، jacinthe (سنبل) فرانسوی، гиаци́нт (گیاتْسینْت: سنبل)، я́хонт (یاخُنْت: یاقوت، سنبل) روسی، jachant (یاقوت) لهستانی، jacint (سنبل) کاتالان، jacinto (سنبل) اسپانیایی، ја̀кут (یاکوت: یاقوت) و хија̀цинт (هی‌یاتْسینْت: سنبل) صربی-کروآتی،

          در ضمن شیمی‌دانی آلمانی به اسم مارتین هاینریش کلاپروث[1] به سال ۱۷۸۹م. ترکیب برسازنده‌ی یاقوت را با وامگیری از همین کلمات رایج، Zirkon نامید و این واژه در ۱۷۹۴م. به صورت circon به انگلیسی هم راه یافت. نام عنصر زیرکونیُم که در سال ۱۸۰۸م. نامگذاری شد، از همین واژه گرفته شده است.

درباره‌ی تبار اصلی این واژه حدسم آن است که این واژه در اصل از بن «*کند» مشتق شده و به فرایند استخراجش از سنگ‌ها اشاره کند. این بن در شکل‌های کهن این نام یعنی «یاکَنْد» پهلوی و پارسی قدیم باقی مانده است، و کلمه‌ی یونانی آشکارا وامی از آن است. شکل رایج «یاقوت» احتمالا بازمانده‌ی شکل سغدی یا خوارزمی این واژه است.

در زبان‌های ایرانی کهن این کلمه را به این صورت‌ها می‌بینیم: «یاکوند» پارتی، «یاکینت» پهلوی، «یقونت/ یاقوت» سغدی، ܝܘܩܢܛܐ (یاقونْتا) و ܝܩܘܢܕܐ (یَقّونْدا) سریانی، יָקִינְתּוֹן‎ (یاقینْتُون) عبری، յակինթ/ յակինթոս/ յակունդ/ յակինդ (یاکینْت/ یاکینْتُس/ یاکونْد/ یاکینْد) ارمنی کهن، յակինթ / յակունդ/ եաղութ (یاکینْت/ یاکونْد/ ایاگوت) ارمنی میانه، 

در زبان‌های زنده‌ی ایرانی هم نام این سنگ به این صورت‌ها ثبت شده است: «یاقوت» پارسی و عربی و ترکی اویغوری و کردی و اردو، «یاقوت/ یاکوت» ترکی، հակինթ (هاکینْت: یاقوت، سنبل) ارمنی، იაკინთი/ იაგუნდი (ایاکینْتی/ ایاگونْدی: یاقوت، سنبل) گرجی، «نَلقیت» آسی و «یاکوت» بلوچی، 

          واژه‌ی دیگری که شاید با «یاقوت» هم‌ریشه باشد، «اَیاغ» است به معنای «پیاله‌ی شراب». همه‌ی منابع نوشته‌اند که این کلمه ریشه‌ای ترکی دارد، اما در ترکی ریشه‌ای نداریم که چنین معنایی به دست دهد و بن ترکی «*آد» به معنای «پا، ته» را داریم که ارتباطی با معنای «جام شراب» ندارد و چنین کلماتی را به دست داده است: 𐰑𐰴‎ (آداق) ترکی کهن، «اَذَق» قراخانی، «آیاق/ آیاغ» چغتایی، «آیاق» ترکی آذری و سالاری، «آداق» و «آیاغ» ترکی اویغوری، «آیاک» ترکی استانبولی و اویغوری و قرقیزی و ترکمنی، «اُیُوق» ازبکی، «هاداق» خلج و وامگیری‌اش در ارمنی به صورت այախ (آیاخ). اما همه‌ی این کلمات همیشه «پا» معنی می‌دهند و هیچ یک هرگز به معنای «جام،‌ آوند، شراب» به کار گرفته نشده‌اند. 

از این رو حدسم آن است که ریشه‌ی ترکی برای این کلمه خطا باشد و به خاطر شباهت واژه‌ی ترکی «پا» و بی‌توجهی به معنای صریحش به ذهن‌ها متبادر شده باشد. این کلمه‌ی ترکی البته به نظرم در زبان پارسی عامیانه وامگیری شده و آن «ایاق/ ایاغ» به معنای «رفیق، همراه» است که قاعدتا از همین معنای «پا» برآمده و «همسفر، هم‌پا» معنی می‌دهد، اما ربطی به کلمه‌ی مشابه در معنای آوند ندارد.

درباره‌ی ریشه‌ی «ایاغ» همچنان ابهام هست، اما با توجه به رواج زودهنگامش در ایران شرقی، حدسم آن است که از بلخی یا سغدی برخاسته باشد، و چه بسا که با یاقوت خویشاوند باشد، که از دیرباز همچون نماد و رمزی برای شراب و همچنین آتش به کار گرفته می‌شده است. به خصوص که در اشعار کهن انگار تناظری میان ایاغ با طلا و جواهرات از سویی و با چراغ و شعله هم برقرار بوده است. چنان که ابوشکور بلخی می‌گوید: «سیمین‌بری من چو زرین ایاغ            تو تابان مهی من چون سوزان چراغ»

و نظامی گنجوی گفته: «و گر خشک شد روغنم در ایاغ     به بی روغنی جان کنم چون چراغ»

«یاقوت» در زبان‌های هندی هم وامگیری شده است: याक़ूत (یاقوت) هندی، ইয়াকুত /এয়াকুত (اِیاکوت/ ای‌یاکوت: یاقوت) بنگالی، 

«یاقوت» در زبان‌های دیگر نیز وامگیری شده است: «یاکوتی» سواحیلی، «یاگوت» آفاری، 

این واژه در شعر و ادب پارسی فراوان به کار گرفته شده است:

فردوسی توسی: « همه روی گیتی شب لاژورد               از آن شمع گشتی چو یاقوت زرد » 

حافظ شیرازی: «یادباد آن که چو یاقوت قدح خنده زدی    در میان من و لعل تو حکایت‌ها بود »

مولانای بلخی: «از مات تو قوتی کن یاقوت شو او را تو     تا او تو شوی تو او این حصن و مفر باشد»