شکل کهن این کلمه «*اَیْواز- دَثَه» بوده به معنای «یک-ده». در تورفانی و پهلوی به همین شکل «یازْدَهْ) رواج داشته و شکلهای دیگرش در زبانهای باستانی به این صورت بوده است: asadnawEa (اَئِوَندَسَه) اوستایی، «اِکادِسَه» سانسکریت، «اِوَندَس» پارتی، «یوسسنو» سغدی، «سومدَسَه» سکایی، «ایوندیش» خوارزمی،
در سایر زبانهای زندهی ایرانی «یازده» به این صورتها دیده میشود: «یَولَس» و «اِوُلَس» پشتون، «ایوَیندَیس» آسی، «زو-وُس» پراچی، «شَندَس» اورموری، «لُسیو» یدغه، «یوُزدَچ» مونجی، «دَسایو» وخی، «کُذُس» سنگلیچی، «دیساَوَگ» یزغلامی، «ذیساَتییوْ» شغنی، «یُزدَ(هْ)» یغنابی، «دَیهیَیک» تاتی جنوبی، «یُنزَه» تالشی و «یازَّه» لارستانی دیده میشود. در همهی این کلمات ترکیب یک و ده را داریم.
در زبانهای اروپایی هم تقریبا همین ترکیب را میبینیم: undecim لاتین یعنی یک-ده، و einlif آلمانی کهن، elf آلمانی و هلندی، elleban ساکسونی کهن، ellifu نُردیک کهن، ainlif گُتی، endleofan انگلیسی کهن و eleven انگلیسی همگی یعنی «یکی مانده (با ده)».
یازده و دوازده از اعدادی هستند که در بیشتر زبانها به شکلی نامنظم نوشته میشوند. خواه در شکل باستانی و بابلیاش بر اساس مرتبهی شش تعریف شوند و مفهومی مثل «دوجین» به دست دهند، و خواه در زبانهای اروپایی به شکلهایی متفاوت و ویژه صورتبندی شوند. شواهد روان-زبانشناسی نشان میدهد که پشتوانهی فرهنگی مربوط به مهارتهای ریاضیات با شاخصهایی پیوند دارد که یکیاش شیوهی عددنویسی (شفافیت توان) است و دیگری ترتیب. شفافیت توان بدان معناست که عدد بر اساس دهگان بیان شود یا نه، و ترتیب یعنی شیوهی بیان شدناش با ترتیب اعداد در نگارش جا-ارزشی سازگار باشد یا نه. مثلا هشتاد (هشت+ده) از quatre vingt فرانسوی (چهار+بیست) شفافیت توان بالاتری دارد، و «بیست و سه» از drei-und-zwanzig (سه و بیست) آلمانی ترتیب بهتری دارد.