گیتار


آخرین به روزرسانی:
گیتار


         این واژه در اصل از یکی از زبان‌های کهن قفقازی در شمال غربی ایران زمین برخاسته است، یا شاید حتا خاستگاهی سومری داشته باشد. مشابه این واژه را در اغلب زبان‌های باستانی ایران زمین می‌بینیم که با سازهای زهی به ویژه چنگ و تنبور ارتباط دارد. در زبان‌های باستانی ایرانی چنین کلماتی را می‌شناسیم که احتمالا با این تبار مربوط باشند: 𒍝𒈾𒊒 / 𒄑𒀭𒈹 (زانارو: چنگ) سومری، 𒇽𒆠𒅔𒈾𒊒𒄷𒇷 (کینّاروخولی: موسیقی‌دان، خنیاگر) هوری، 𒇽𒆠𒉪𒊑𒆷𒀸 / 𒇽𒆠𒈜𒊑𒆷𒀸 (کینیرتالّاش/ کینارتالّاش: چنگ‌نواز) هیتی، «*کینّار» (چنگ، ساز) اورارتی، 𒄑𒀭𒈹 (زیناز: چنگ) حاتی، 𒍝𒈾𒊒 (زانارو: چنگ) اکدی کهن، 𒆠𒅔𒈾𒊒 (کینّاروم: ساز زهی) اکدی بابلی، 𒄀𒈾𒂗𒌝/ 𒄀𒈾𒊒 (گیناروم/ کینّارو: ساز زهی) ابلایی، 𐎋𐎐𐎗 (کینارو: ایزدبانوی چنگ‌نوازی) اوگاریتی، किन्नर (کینَارَه: ایزدبانوی موسیقی، چنگ مقدس) و किंनरा (کیمْنارَه: ساز) سانسکریت، «کِنّار» (ساز زهی) پهلوی، ջնար (ژْنار: چنگ، ساز) و ջնարաւոր (ژْناراوُر: خنیاگر، نوازنده) و քնար (کْئنار: ساز موسیقی) و կիթառ (کیتار: سازی زهی، تنبور) ارمنی کهن، ܩܝܬܪܐ (قیتارا: ساز زهی) سریانی، קיתרא (قیتَرا: ساز زهی، تنبور) آرامی، צִיתָר (صیتار: ساز زهی، تنبور) و כִּנּוֹר (کینُور: چنگ، کمانچه) عبری، כִינָרָא (کینارا: ساز زهی) آرامی عبری، 

         در زبان‌های زنده‌ی ایرانی هم از این تبارنامه چنین کلماتی را می‌شناسیم: «سیتار» و «سه‌تار» و «گیتار» پارسی، ქნარი (کانار: ساز زهی) و ჭიანური (چیانوری: نوعی ساز محلی) گرجی، կիթառ (کیتار: تنبور، تار) و ջնար (جِنار: چنگ) ارمنی، «قِیْثارَه» (گیتار) و «کِنّارَه» (چنگ) عربی، 

         این واژه به زبان‌های غیرایرانی نیز راه یافته است: (زی‌ثِر: چنگ) چینی میانه، «کن‌نر/ کنی‌ور» (نوعی ساز زهی) مصری عصر هخامنشی، ⲕⲓⲛⲉⲣⲁ (کینِرا: چنگ) قبطی، ክራር / ከራር (کْرار/ کارار: نوعی چنگ) حبشی امهری، kinura (کینورا: چنگ) و kiqara (کیثارا: سازی زهی) یونانی، cithara (سازی زهی) و cynira (چنگ) لاتین، guiterre (نوعی ساز زهی) فرانسوی کهن، zitara (ساز زهی) آلمانی کهن، Zither (سازی زهی) آلمانی، guitare (گیتار) فرانسوی، guitarra (گیتار، قرن چهاردهم) اسپانیایی، kinnor (ساز زهی یهودیان) و guitar (گیتار) و cithara (سیتار؛ ۱۷۸۹م.) انگلیسی و ایتالیایی،

         احتمال دارد این کلمات با «کُنار» خویشاوند باشند که نام درختی است از جنس عناب (Ziziphus) و چوبش برای ساخت ساز هم مورد استفاده قرار می‌گرفته است. این واژه را در زبان‌های باستانی ایرانی به این صورت‌ها می‌بینیم: «کونار» پهلوی، ܟܢܪܐ (کَنارا) سریانی، כִנָרָא (کَنارا) آرامی، քնարուկ (کاناروک) ارمنی کهن. konnaros (کُنّارُوس) یونانی و «کونار» بلوچی هم شکل‌های دیگری از همین کلمه هستند.

کلمه‌ی «کوکُنار» که به غوزه‌ی خشخاش اشاره می‌کند هم شاید به اینجا مربوط باشد و از شباهت آن به میوه‌ی کُنار ناشی شده باشد. در این حالت «کو-» در آن پیشوند تحقیر است، و روی هم رفته یعنی «عجب کُناری!». خاستگاه این کلمه احتمالا پارسی میانه است و در زبان‌های گوناگون انتشار یافته است: koukounaria (کوکوناریا) یونانی بیزانسی، «کُوکْنار/ گُوکْنار» ترکی، «کوکْنار» (غوزه‌ی خشخاش) پشتو.