ریشهی پیشاهندواروپایی «*gweh» به معنای «آواز خواندن، فریاد زدن» در زبانهای اروپایی کهن چنین واژگانی را زاده است: goaw (گُآو: مویه کردن، زاری کردن) یونانی، гаяти (گَیَتی: سروصدا کردن، قارقار کردن) اسلاوی کهن شرقی،
این ریشه در زبانهای زندهی اروپایی به چنین کلماتی ختم شده است: dzeidu (آواز خواندن) و dziesma (آواز) و giedoti (آواز خواندن، شعر گفتن) و gaida (آهنگ، خواننده) لیتوانیایی، га́ять (گَیَت: حرف زدن، فریاد زدن، صدا درآوردن) روسی
بن «*gweh» در زبانهای آریایی به ریشهی «*گا/ *گای» تبدیل شده و همان معنای «سرود، آواز» را حمل میکند. در زبانهای کهن ایرانی از اینجا چنین واژگانی را میشناسیم: AqAg (گاثا: سرود) و arqAgarf (فْرَگاثْرَه: ابراز کردن، برای کسی آواز خواندن) و arqAgizvrvb (بَرَزیگاثْرَه: با صدای بلند خواندن، ششدانگ آواز خواندن) اوستایی، गायति (گایَتی: سرود خواندن) و गीत (گیتا: سرود) و गाथ (گیتا: سروده، نیایش شده در سرود) وसंगीत (سَمْگیتا: با هم آواز خواندن، همخوانی، موسیقی) و गायन (گایَنَه: آوازخوانی، سخنرانی) و गायत्री (گایَتْری: وزن شعر کهن ۲۴ سیلابی) و भगवद्गीता (بْهَگَوَدْگیتا: سرود مقدسان، بغانگاه، از سرودهای هندوان) سانسکریت، 𑀕𑀻𑀅(گیا: سرود) پراکریت مهاراستری، 𑀕𑀸𑀅𑀇(گائَیْ: سرود) پراکریت پَیْساچی،𑀕𑀸𑀅𑀤𑀺 (گائَدی: سرود )پراکریت ساوراسنی، «گیتا» (سرود) و «گایَتی» (سرود خواندن) پالی، «گاهْ» (سرود زرتشتی، سرودههای زرتشت) و «نیاییتَن» (نیایش کردن) پهلوی، «گاهْ» (سرود دینی) و «نیغایْ» (سرود خواندن) و «نیغاس» (سرود، آواز) و 𐭭𐭩𐭣𐭠𐭣𐭱𐭭 (نیاییشْن: نیایش) پارتی، «وَغان» (افغان) و «ژای» (گفتن، حرف زدن) سغدی، «گْگاهَه» (افغان) سکایی، «کاک» (صدا زد) تخاری الف، «کاکَه» (صدا زد) تخاری ب،
در زبانهای زندهی ایرانی از این ریشه چنین واژگانی برخاستهاند: «افغان» و «فغان» و «گاه» (سرود) و «گاهان/ گاتاها/ گاثا» (سرودههای زرتشت) و «نیایش» و «نیایشگاه» و «نیایشگر» و «دستگاه [موسیقی]» و «چهارگاه» و «سهگاه» پارسی، «گیتا/ گیت» (سرود) اردو، гоҳ (گُوهْ: سرود، آواز) پارسی تاجیکی، «ژایْ» (گفتن، بیان کردن) یدغه، «یای» (صدا، گفتار) و «یایْد» (صدا زدن) یزغلامی، «ژُیَک» (خواندن، خوانش) و «ژُیْتَه» (از روی متن خواندن) یغنابی،
در زبانهای هندی از این بن چنین کلماتی زاده شدهاند:गीता /गीत (گیتا/ گیت: سرود، شعر) و गाना(گانا: آواز، سرود) هندی، ഗീതം(گیتَم: سرود) و ഗാഥ(گاتْهَه: سرود) مالایالام، ਗੀਤ(گیت: سرود) و ਗਾਣਾ(گانا: شعر، آواز) پنجابی، கீதம் (کیتَم: سرود) تامیلی، গা (گا: آواز خواندن) و গাথা(گَتْهَه: سرود) آسامی، গাওয়া (گَئُووَه: آواز خواندن) و সংগীত (سُنْگیت: آهنگ، موسیقی) و গীত (گیت: سرود) و গীতা (گیتَه: سرود دینی، دعای هندویی) وগাথা (گَتْهَه: سرود) بنگالی، गाव्चे (گَوْچِه: سرود خواندن) کُنکانی، गाणे (گانِه: سرود) و गाथा(گاتْها: آواز، شعر) مراثی، ગાવું(گاوو: سرود) گجراتی، गाहा (گاها: سرود) اودی، గాథ(گاتْهَه: سرود) تلوگو،
این واژگان در زبانهای دیگر نیز وامگیری شدهاند: ဂီတ (گیتَه: سرود) برمهای، «گا» (آواز خواندن) برمهای روهینگیا،คีต / คีตะ (کیت/ کی.دْتا: سرود) تای، गीत (گیت: سرود) و गाउनु(گاونو: آواز خواندن) نپالی،
این کلمات در شعر و ادب پارسی با بسامدی اندک به کار گرفته شدهاند:
رودکی سمرقندی: «یوسف رویی کزو فغان کرد دلم چون دست زنان مصریان کرد دلم »
فردوسی توسی: «نیایش به جای پسر داشتی جز او بر کسی چشم نگماشتی»
ناصرخسروی قبادیانی: «چهگویمت ای رسول هجر گویم فغان ما را از این ناخوش فغانت»
اسدی توسی: «برهمن چنین گفت کاین جایگاه نیایشگه ماست در سال و ماه»
مولانای بلخی: « از تو دوگاه خواهند تو چارگاه برگو تو شمع این سرایی ای خوش که میسرایی »
طغرای مشهدی: «حمار از چارگاه نغمهی خویش برد در بزم صحرا کار خود پیش»