کوک


آخرین به روزرسانی:
کوک


         ریشه‌ی آریایی «*کَوک» به معنای «کشیدن» از این بن مشتق شده است و در زبان‌های باستانی ایرانی چنین کلماتی را ایجاد کرده است: «سَم‌کُچَه» (انقباض، ترس) و «کوچَتی» (برهم فشرده شدن) و «کوک/ کوچ» (فشردگی، برهم‌افتادگی) سانسکریت، «اَنْژوگیفْت» (دلتنگی، غصه) پارتی، «نیگُوز» (خمیدن) تورفانی، «هَمگ‌گوجْس» (ترسیدن) سکایی، «اَنْژوغ» (انجوق، چین و چروک) و «نچخس» (کشیده شدن، تنگ شدن) و «نکوچی» (چرت زدن) خوارزمی، 

         در پارسی از این ریشه چنین واژگانی برخاسته‌اند: «کوک»، «کوک زدن»، «کوک‌زنی»، «انجوق» (چین، خمیدگی)، «کاغ» (نشخوار)، 

برخی از نویسندگان «کوک» را از ریشه‌ی ترکی دانسته‌اند. اما در زبان پیشاترکی «* 𐰚𐰇𐰚‎» (*کُوک) به معنای «آسمان، آبی» است و با دلالت‌های این کلمه در پارسی ارتباط معنایی ندارد. 

         در سایر زبان‌های زنده‌ی ایرانی از این ریشه چنین کلماتی را سراغ داریم:‌ «اَیْنْزیگ» (انجوق) آسی، «کاغ» (میوه‌ی نارس) خراسانی، «کُوک» (بیخ، ریشه) ترکی، քոք (کُوک: بیخ، ریشه) ارمنی، 

         این واژه‌ها عامیانه محسوب می‌شده‌اند و در شعر و ادب پارسی رواج چندانی نداشته‌اند.