ریشهی پیشاهندواروپایی «*kwat» به معنای «تخمیر شدن، ترش شدن، گندیدن» در زبانهای اروپایی کهن چنین واژگانی را زاده است: caseus (پنیر) لاتین، hwaþerian (کف کردن، جوش زدن) و cyse (پنیر) انگلیسی کهن، chese (پنیر) انگلیسی میانه، kasi (پنیر) ساکسونی کهن، kasi /chasi (پنیر) آلمانی کهن، case (پنیر) هلندی میانه، hwaþjan (کف) گُتی، kise (پنیر) فریزی کهن، квасъ / ⰽⰲⰰⱄⱏ (کْساوو: نوعی مشروب ترش) اسلاوی کهن کلیسایی،
در زبانهای اروپایی نو هم این کلمات از این بن برخاستهاند: Käse (پنیر) آلمانی، cheese (پنیر) و casein (پروتئین پنیر؛ ۱۸۴۱م.) و cheeseburger (ساندویچ پنیر؛ ۱۹۳۸م.) و cheesecake (کیک پنیری؛ میانهی قرن پانزدهم) انگلیسی، kaas (پنیر) هلندی و آفریکانس، caise (پنیر) ایرلندی، kaws (پنیر) ولش، queso (پنیر) اسپانیایی، cacio (پنیر) ایتالیایی، kysati (ترش شدن) و kvas (مخمر) چک، קעז (کِز) ییدیش، kūsāt (جوشیدن) لاتویایی، квас (کْواس: مخمر) مقدونی و بلغاری و صربی-کروآتی، квас (کْواس: مشروب تخمیر شده) روسی و اوکراینی و بلاروسی،
در میان این کلمات «چیزبرگر» و «چیزکیک» به پارسی جدید هم وارد شدهاند. همچنین کلمهی اروپایی برای «پنیر» در جریان استعمار در سرزمینهای دیگر هم پخش شده و در زبانهای گوناگون وامگیری شده است: 芝士 (زیسی) کانتونی، 起士 (چْهیسو) هاکّا، 起士 (چیشی) و 起司 (چیسی) و 芝士 (ژیشی) و 吉士 (جیشی) ماندارین، 起司 (چیسْر) وو، 치즈 (چیجِئو) کرهای، チーズ (چیزو) ژاپنی، ชีส (چیس) تای، «تْچیزی» چیکِوا، «جیسی» فیجی، «چیز» ایگبو، ޗީޒު «تیهی» مائوری، (تْسیزو) دیوهی، चीज़ (چیز) هندی، ചീസ് (چیسو) مالایام، चीझ (چیجْهْ) مراثی، चिज (چیج) نپالی، චීස් (چیس) سینهالی، «سیسی» ساموآیی، (اوشیزی) زولو، «چیزی» سواحیلی،
این بن هندواروپایی در شاخهی زبانهای آریایی به ریشهی «*کَرَکَه» بدل شده و در زبانهای کهن ایرانی چنین واژگانی را پدید آورده است: क्वथते (کْوَثَتی: جوشیدن، کف کردن) سانسکریت، «چَسی» (آب پنیر) پراکریت، «کار» (کره) پهلوی، քացախ (کاچاخ: سرکه) ارمنی کهن، կոծոխուր / կծօխուր (کُچُوخور/ کْچُخور: ترش بودن، ترشی) ارمنی میانه، კაწახი (کاچاخی: سرکه) گرجی کهن، و წმახი (چْمَخی: ترش) و კოწამახი (کُوچاماخی: سرکه) گرجی میانه،
در زبانهای ایرانی نو هم از این ریشه چنین واژگانی را سراغ داریم: «کره» پارسی، «کارَّه» (کره) گورانی، «کِرَه/ کیرا» (کره) خوانساری، «گَرَک» (کره) آسی، «کِرَّه» (کره) بختیاری، კაწახი (کاچاخی: سرکه) و კოწახი (کُوچَخی: کال، ترش) و კოწახური (کُچاخوری: ترشی) گرجی، քացախ (کاچاخ: سرکه) و կծոխուր (کُچُخور: ترشی، ترش بودن) ارمنی،
در زبانهای هندی از این ریشه چنین کلماتی برخاستهاند: कढणे (کَدْهَنِه: جوشیدن، تخمیر شدن) مراثی کهن، उकडणे (اوکَدْنِه: جوشیدن) مراثی، उकड्चे (اوکَدْچِه: جوشیدن) کُنکانی،
آیلرس خاستگاه کره را ریشهای سامی میداند و میگوید از «*خم» به معنای «داغی، گداختن» گرفته شده و با «خیمِتوم» (گرم بودن) اکدی و «خِماه» (کره) عبری همریشه است. اما این برداشت او نادرست مینماید. کلمهی «کره» اغلب در متون شعر و نثر ادبی پارسی به کار گرفته نشده است.