احتمالا ریشهی پشاهندواروپایی «*ku» معنای «کودک، بچه» میداده و این همان است که در زبانهای آریایی ریشهی «*کور» به همین معنی را نتیجه داده است. این بن در زبانهای اروپایی زایا نبوده و در زبانهای باستانی ایرانی چنین واژگانی را زاده است: «کورْکَه» (کره) هیتی، «کورَّک» (کرّه) پهلوی، «اوکور» (بستگان) سغدی، «کریک» (کره اسب) خوارزمی، քուռակ (کورَک: کره) ارمنی میانه، در زبانهای زندهی ایرانی این ریشه برسازندهی چنین واژگانی بوده است: «کره» و «کره(خر/بز/ اسب)» پارسی، «کُریشَک» (جوجه مرغ) و «کولَه [؟]» (خارپشت) پارسی قدیم، «کور» (پسربچه) کردی، «کورّ» (پسربچه) گورانی، «کُرَّج» (کره) عربی، «کُر» (توله، کره) دوانی، «کُر» (دختر) و «کِریشُک» (جوجه مرغ) گیلکی، «کورَّگ» (کره) بلوچی، «کور/ کورَّه» (پسربچه) بختیاری، «کُرِّه» (لارو حشرات) ورزنهای، «گیرین» (زاده شدن) آسی، «کورّیک/ کیرِّک/ کیرَّک» (پسربچه) زازا، «کیرَه» (بچه، توله) تالشی، քուռակ (کورَک: کره) ارمنی، ქორაკი / კურაკი / კურია (کُرَکی/ کورَکی/ کوریَه: کره) گرجی،
احتمالا واژهی یونانی kurnos (کورْنُس: بچهی حرامزاده) نیز از همینجا وام گرفته شده است.
کره در زبان ادبی و شعر پارسی چندان بسامدی نداشته و عامیانه قلمداد میشده است.