ریشهی پیشاهندواروپایی «*kot/ * jet» به معنای «خانه» در زبانهای اروپایی چندان شاخهزایی نکرده و این واژگان را در زبانهای باستانی آن شاخه زاده است: kotulh (کُتولِه: کاسه) و kessel (کِسِّل: کتری) و kondu (کُنْدو: لیوان) و kotiliskos (کُتیلیسْکُوس: حفرهی قربانگاه در زمین) یونانی، catinus (بشقاب) و catillus (قابلمه، خمره) و لاتین، heaðor (زندان، جای محصور) و cetil (کتری) انگلیسی کهن، ketel (کتری) ساکسونی کهن و هلندی میانه، zetel (کتری) فریزی کهن، kezzil (کتری) آلمانی کهن،
در میان این واژگان آنچه جالب است، وامگیری ریشهی پیشاایتالیایی *katino در یونانی است که از معدود نفوذهای زبانهای لاتینی در زبان یونانی محسوب میشود.
در زبانهای اروپایی نو هم از این بن چنین کلماتی روییده است: kotets (تور ماهیگیری) روسی، kettle (کتری) و cotyle (لپه) انگلیسی، Kessel (کتری) آلمانی، catin (کاسه) فرانسوی، catino (ظرف، کاسه) ایتالیایی، cadinho (کاسه، ظریف) پرتغالی، catino (ظرف) اسپانیایی، cățân (ظرف) رومانیایی،
در زبانهای آریایی این ریشه به «*کَد/ *کَت» تبدیل شده و این واژگان در زبانهای ایرانی کهن از آن برخاستهاند: atak (کَتَه: اتاق) و hasamAtak (کَتامَسَهْ: بزرگی خانه، دراندشت) اوستایی، «چَتَتی» (گریختن، پنهان شدن) سانسکریت، «کَتَگ» (خانه، اتاق) و «کَدَگیگ» (اهلی، خانگی، غلام) پهلوی، «کَدَگ» (خانه) پارتی، «کَدَگ» (خانه) تورفانی، «کَتَه» (خانه) سکایی، «کتیاک» (خانه) و «بنتکتاک» (زندان، بندکده) و «کتیاکذارایْ» (خانهدار) و «قدوی» (پوشاندن، حفظ کردن، دیوار کشیدن) سغدی، կոտիւղ (کُوتیوْل: ظرف، خانه) ارمنی کهن، კოტვილი (کُتْویلی: ظرف، خانه) گرجی کهن،
در پارسی از این ریشه چنین کلماتی زاده شدهاند: «کدخدا»، «کدبانو»، «کَدّی» (دهاتی)، «دهکده»، «میکده»، «عشرتکده»، «آتشکده»، «محنتکده»، «غمکده»، «بتکده»، «اندیشکده»، «کدیور»، «کدو» و «کلهکدو» (یعنی سرِ کچل، سری که جمجمهاش معلوم باشد)، در پارسی قدیم هم این کلمات را از این بن داشتهایم: «کَدوادَه» (دیوار)، «کَدیچَک» (کلبه)، «کَدُفْت» (کاسهی سر)،
در سایر زبانهای ایرانی از این ریشه چنین واژگانی زاده شدهاند: «کَلَغ» (روستا) پشتون، «کْهیلُو» (کدو) شغنی، «کُدُمْبَه» (کدو) و «کَدُفْت» (کاسهی سر) یزدی، «کُدو» (کدو، کاسهی سر) راوری،
حدسم آن است که «کوت» به معنای قلعه هم از همینجا گرفته شده باشد. اغلب فرهنگها آن را از زبانی دراویدی مشتق دانستهاند. چون در تامیلی «کُوتَّیْ» و در تلوگو «کُوتَه» را در این معنا داریم. اما مسیر وامگیری شاید واژگونه بوده باشد. چون «کُتَه» سانسکریت و «کَتَّه» پراکریت را هم داریم که کهنتر هستند. «کوته» که اسم شهری است در پاکستان و «کوث» کشمیری هم شکلهایی دیگر از همین کلمه هستند.
توزیع این کلمه در سراسر ایران زمین دیده میشود و به نظر نمیرسد محدود به قلمرو نفوذ زبانهای دراویدی باشد. چنان که شهری و قریهای به اسم «کوت» (به عربی: کوثا) در استان واسط عراق و در ارمنستان هم داریم و کشور «کویت» هم از تصغیر اولی پدید آمده است. این اسم میانرودانی بسیار کهن بوده و قدمتش به عصر نوآشوری بازمیگردد. شلمناصر از آن به صورت «کوثَه» یاد کرده و در کتاب دوم پادشاهان (باب ۱۷، آیه ۲۴) نام این شهر به صورت «کوت» آمده است و چند قرن بعدتر فلاویوس یوسفوس مینویسد که اهالی سامریه از آنجا آمده بودند و «کوتی» خوانده میشدند. بنابراین احتمالا فرضیهی دراویدی بودن این کلمه غلط باشد و نزدیکترین ریشهی محتمل برایش همان «*کت/ *کد» آریایی است.
مشتقهای این ریشه در شعر و ادبی پارسی فراوان به کار گرفته شدهاند:
ابوسعید ابیالخیر: « در کعبه اگر دل سوي غيرست ترا طاعت همه فسق و کعبه ديرست ترا
ور دل به خدا و ساکن ميکدهاي مي نوش که عاقبت به خيرست ترا »
عسجدی مروزی: « بس سرد نپايم که مرا آتش هجران آتشکده کرد اين دل و اين ديده چو چرخشت»
عینالقضات همدانی: «برخاست خروش عاشقان از چپوراست در بتکده امروز ندانم که چه خاست
در بتکده گر نشان معشوقهی ماست از کعبه به بتخانه شدن نیز رواست»
مولانای بلخی: «اگر چراغدلی دان که راه خانه کجاست وگر خداصفتی دان که کدخدات منم»