کتک


آخرین به روزرسانی:
کتک


برخی معتقدند که از ریشه‌ی ترکی «کوت» به معنی «قدرت» گرفته شده است. هرچند ممکن هم هست که از ریشه‌ی «*کَود» ایرانی به معنای «فشردن و کوفتن» مشتق شده باشد. یک گواه بر ترکی نبودن این کلمه آن است که در زبان‌های ایرانی زودتر از روند وامگیری از زبان‌های ترکی ظاهر می‌شود و در «قودیهْن» (چوب گازران) تورفانی و «کونْد» (کوفتن) و «چْکونْدیک» (چکش) و «چْکوند» (کتک، ضربه زدن) خوارزمی خویشاوندانش را داریم. 

کلمات دیگری در پارسی قدیم که احتمالا از این ریشه مشتق شده‌اند، «کُتینَک» (ابزاری آهنی برای تیز کردن سنگ آسیا) و «کُدَنگ» و «کُدین» (هردو، نام چوبی که گازران با آن پارچه را دقاقی می‌کنند) است. این واژه‌ها ارتباطی با ترکی ندارند و در دل زبان‌های ایرانی تحول یافته‌اند، و به همین خاطر این حدس را تقویت می‌کنند که «کتک» هم به همین خانواده متعلق باشد. 

شاهد دیگری که آریایی بودن ریشه‌ی این کلمه را تایید می‌کند، توزیع چشمگیر کلمات خویشاوندش در زبان‌های کهن و جدید ایرانی است: «کُتَک» (چوب جامه‌کوبی برای لباسشویی) یزدی، «کودونْگ» (نوعی چکش، تبر) بلوچی، «کُوتِنا» (چماق) طبری، «کُتِنا» (کتک خوردن با چماق) دماوندی، «کُتَّک» (چماق) سیستانی، «کُوتینو» (چوب گازران) راوری و «کُتَک» (چوب گازران) زرقانی.

همه‌ی این واژگان از همین ریشه‌ی آریایی «*کَود» بآمده‌اند. بنابراین «کتک زدن» هم گویا در اصل به معنای زدن کسی با چوب گازران بوده است و احتمالا خاستگاهی ایرانی دارد. این واژه به صورت kotek (ضربه) بلغاری و cotek (زخم) صربی از پارسی یا ترکی وامگیری شده‌ است.

«کتک» در شعر و ادب پارسی کاربردی محدود داشته است:

بیدل دهلوی: «آفات دهر بیدل تنبیه غافلان نیست         طبع خر آنقدرها ننگ ازکتک ندارد»

ملک‌الشعراء بهار: «وقت جنگ و جدل و نوبت فحش وکتک است

                                                      انتخابات شد و اول دوز و کلک است»

و: «در حضور پهلوی اردنگ خوردی‌، مزد شستت

                                                      هی کتک خوردی و هی بالا نهادی‌، نوش جانت»