کاغذ


آخرین به روزرسانی:
کاغذ


         ریشه‌ی این کلمه درست روشن نیست، اما در این شکل خاستگاهش زبان سغدی بوده است. برخی حدس زده‌اند که شاید از «کیِئ» (紙) چینی کهن آمده باشد، که بعید می‌نماید. چون کاغذ از ایران به چین انتقال یافته و نه برعکس. هنینگ و میرهوف آن را تحریفی در «قرطاس» سریانی و carths (خَرتِس) یونانی به همین معنا دانسته‌اند و بیلی می‌گوید از بن آریایی «*کَگ/ * کاگ» به معنای «گستردن» گرفته شده است.

این کلمه در زبان‌های کهن ایرانی به این صورت‌ها دیده می‌شود: «کاگَدَه» سانسکریت، «کاغَذا» سغدی، «کغیذ» خوارزمی، dgAk (کاگَد) سریانی، 

         در زبان‌های ایرانی نو هم این واژه را به این شکل‌ها می‌بینیم: «کاغذ» و «کاغذبازی» و «کاغذی» پارسی، «کاغَذ» تازی و اردو و سندی، «کاغورْد» کمزاری، «کاگْهیت» زازا، «گَیْخ‌خَیْت» آسی، «کاد» ابخازی، «کاخَت» چچنی، «کاغیز» ترکی آذری، «کاگیت» ترکی استانبولی، «کاگَد» بلوچی، «کاخِز/ کاقِز» کردی، ქაღალდი (کَغَلْدی) گرجی، ქაღარდი (کاغَرْدی) و ქარღადი (کارْغَدی) مینگرلی، коғаз (کُوغَذ) پارسی تاجیکی، a-қьаад (اَکاد) ابخازی،  ҡағыҙ (قاگیز) باشکیری، къагъыт (قاگیت) قراچای-بلخاری، қағаз (قاگَز) قزاقی، кагъыз (کاغیز) کلموک، кагаз (قاغَز) قرقیزی، «کاگَت» و «قەغەز»‎ (قِغِهْز) ترکی اویغوری، «کَگیز» ترکمنی، «قُق‌اُز» ازبکی، гӕххӕ́тт (گایْخَیْتّ) آسی، 

در زبان‌های هندی «کاغذ» به این صورت‌ها وامگیری شده است: কাকত (کاکُوت) و কাগজ (کاگُز) آسامی، কাগজ (کاگُد) بنگالی، કાગળ (گاگَل) گجراتی، काग़ज़ (کاگَز) هندی، ಕಾಗದ (کاگَدَه) کانادا، കടലാസ് (کَتَلاسو) مالایام، कागद (کاگَد) راجستانی، காகிதம் (کاکیتَم) تامیلی، కాగితము (کاگیتَمو) تلوگو، 

         این واژه در زبان‌های دیگر نیز وامگیری شده است: कागज (کاگَج) نپالی، цаас (تْساس) و ᠴᠠᠭᠠᠰᠤ (چاقَسو) مغولی، кәгазь (کاگَزا) تاتاری، «کاغَط» عربی مغرب، 

         «کاغذ» در شعر و ادب پارسی زیاد به کار گرفته شده است:

فردوسی توسی: «نبشتم سخن چند بر پهلوی              ابر دفتر و کاغذ خسروی»

نظامی گنجوی: «بسی تیر از کمان افکنده بودم           نشد بر هیچ کاغذ کآزمودم»

مولانای بلخی: «هر دم سلام آرد کاین نامه از فلانست   گویی سلام و کاغذ در شهر ما گرانست»

و: «خامش که بس مستعجلم رفتم سوی پای علم          کاغذ بنه بشکن قلم ساقی درآمد الصلا»