نام کشور چین از نام دولت «چین» گرفته شده که در سال ۳۱۶۰ تاریخی (۲۲۱ پ.م) در مرکز چین تاسیس شد و اسم اصلیاش در زبان چینی باستان 秦 (*زین) بوده است، هرچند برخی آن را تحریفی از نام دولت کهنتر 晉/晋(جین) دانستهاند. به هر روی تلفظ «چین» برای این قلمرو تحریفی از این نام بومی است که در زبانهای ایرانی شکل گرفته و از مجرای پهلوی و پارتی و پارسی جهانگیر شده است. دولت چین در ابتدای عصر اشکانی شکل گرفت، چندان نپایید و تنها پانزده سال دوام داشت. خود چینیها هم نام آن را تنها برای اشاره به این دولت و امپراتورش به کار میگیرند. اهمیتش برایشان در آن است که این نخستین دولت پادشاهی چینی بوده و اولین واحد سیاسی است که سعی میکند کل قلمرو چین را تسخیر کند.
این نکته که نام کشور چین در ایران زمان به این شکل تثبیت شده جای توجه دارد و نشان میدهد که نخستین ارتباطهای سیاسی ایرانیان با هویت چینی در این هنگام رخ داده است. این ارتباط از همان ابتدای دوران اشکانی برقرار بوده و به همین خاطر نام کشور چین در زبانهای ایرانی به این صورتها ضبط شده است: 𐨕𐨁𐨣 (تْسینَه) گنداری، चीन (چینَه) سانسکریت، 𐨕𐨁𐨎𐨣/ 𐨕𐨁𐨣 (تْسیمْنَه/ تْسینَه)، 𐭰𐭩𐭭 (چین) پارتی، «چین» پهلوی، «صین» عربی، చీనా (چینا) تلوگو،
در زبان پارسی هم «چین» و «چینی» (ظرف) و «ماچین» و «چینیبندزن» از این کلمه برخاستهاند.
نام این کشور در سایر زبانها از پارسی وامگیری شده است: Qina/ Qinae (ثینا/ ثینای) یونانی، Sinae لاتین، chin انگلیسی، chine فرانسوی، しな(شینا) ژاپنی، 지나 (جینا) کرهای، «چینا» ویتنامی، «چینا» مالایی و اندونزیایی،
این واژه در شعر و ادب پارسی زیاد به کار گرفته شده است:
رودکی سمرقندی: «از خر و پالیک آنجای رسیدم که همی موزه چینی میخواهم و اسب تازی»
فردوسی توسی: «چه سغدی چه چینی و چه پهلوی ز هرگونهای کآن همی بشنوی»
و: «به گنج و به رنج این روان بازخر مبر پیش دیبای چینی تبر»
و: «مزن زشت بیغاره ز ایران زمین که یک شهر او به ز ماچین و چین»
عنصری بلخی: «پریچهرگان رزم را دلپسند به پولاد پوشیده چینی پرند»