چگین


آخرین به روزرسانی:


«چگین» نام منصبی در دربار صفوی بوده و بعدتر به صورت نام خانوادگی درآمده است. اصل آن از کلمه‌ی ترکی «چیکین» به معنای «ابریشم» گرفته شده که وام‌واژه‌ای از «کین/ گین» در چینی است به همین معنا. «چَکِن» (زردوزی) و «چگینی» (نگهبانان مخصوص شاهان صفوی، به خاطر جامه‌ی مجلل‌شان) در پارسی و «چغنیا» (ابریشم) در سغدی از این کلمه مشتق شده‌اند. از همین ریشه «چیلِّه» در ترکی مشتق شده که آن هم ابریشم معنی می‌دهد و در پارسی «چله» (تارهای سازنده‌ی یک نخ) را ساخته و اصطلاح «چله‌ی کمان» (یعنی گیر داده شده به زه کمان) هم از آنجا آمده‌ است. 

کلمه‌ی چینی «کین/ کین» خویشاوندی دارد به اسم «کین-هولا» به معنای «پارچه‌ی زربفت و منقش» که به صورت «کِمْخا» به ترکی وارد شده و از آنجا در قالب «گِمْخا» در پارسی قدیم هم وامگیری شده است. این واژه از ترکی عثمانی و پارسی به زبان‌های اروپایی هم منتقل شده است: kamuha بلغاری، kamka روسی و صربی، kincob انگلیسی، و camocan و conque در اسپانیایی و فرانسوی همگی «حریر و پارچه‌ی زربفت» معنی می‌دهند. این واژگان در شعر و ادب پارسی به ندرت به کار گرفته شده‌اند:

وحشی بافقی: « به قدی چون کمان در چله دایم           بنای گوشه‌گیری کرده قایم »

پروین اعتصامی: « بس تیرزنان را نشانه کردست                این تیر که در چله‌ی کمانست »