«چک» که در شکل کنونی از زبان فرانسوی به پارسی وارد شده، در اصل واژهای پارسی است و نزدیک به هزار سال پیش مسیری واژگونه را از ایران به اروپا طی کرده تا به این شکل به پارسی امروزین بازگردد. دربارهی شکلآغازین این کلمه ابهامی در کار است. حدسم آن است که ریشهی اصلی این کلمه بن پیشاهندواروپایی «*keku» به معنای «چکش زدن، کوفتن» باشد که در قالب ریشهی «*چک» تعمیم پیدا کرده و «یورش بردن، جنگیدن» هم معنی میداده است. بنابراین این کلمه با «چکش» و «چاقو» خویشاوند است. دلالت «یورش، حمله» در زبانهای کهن ایرانی به »«هشدار دادنِ خشن، به شکل تهاجمی آزمودن» بسط یافته و «چک» در معنای «سند مالی» و «رسید پول» از همین معنای اخیر برخاسته است.
در زبانهای باستانی ایرانی از این ریشه چنین کلماتی را با این دلالت میشناسیم: «چَک» (سند مالی) پهلوی، ճակատամարտ (چَکاتامارْت: نبرد تن به تن، جنگ مرد و مرد) وճակատամարտիմ (چاکاتامَرْتیم: تن به تن جنگیدن، گلاویز شدن) و ճակատեմ (چاکاتِم: جنگیدن، یورش بردن) ارمنی کهن،
در زبانهای زندهی ایرانی هم این مشتقها را از آن سراغ داریم: «چَک» (سند مالی) پارسی قدیم، شاید «چک زدن» و «چکوچانه» (اگر از بن «چانه» برنیامده باشند، طبق مدخل «چاقو» و «چانه») پارسی، «صَکّ» (برات) عربی، ճակատային (چَکاتایین: پیش، جلو، جبهه) و ռազմաճակատ (رَزْماچاکات: جبههی جنگ، صف پیشین سپاه) ارمنی،
در زبانهای اروپایی نو این کلمه سه معنا پیدا کرده «کیش دادن در بازی شترنج»، «راستیآزمایی، محک زدن»، «برگهی تایید کنندهی دریافت پول، سند مالی». دو تعبیر آخری به صورت «چک کردن» و «چک/ دسته چک/ چکپول» به پارسی وارد شده است. «چیک» عربی خلیج و «شَیَّک» عربی حجازی هم شکلهای وامگیریاش در سایر زبانهای ایرانی هستند. در پارسی «چک کردن» و «چک کشیدن» و «چک بیمحل» و «چکلیست» وامواژههایی هستند که از خاستگاهی پارسی برخاستهاند و بعد از چرخش در زبانهای اروپایی باز به همین زبان بازگشتهاند.
در زبانهای اروپایی وامگیری «چک» ابتدا در پیوند با بازی شترنج انجام پذیرفته است. یعنی استفاده از «چک» در زبانهای اروپایی به جای «کیش» از همینجا آمده و بر هشدار حمله به شاه اشاره داشته است. بنابراین در کنار «کیش و مات»، احتمالا «چک و مات» هم داشتهایم، به معنای «برای حمله هشدار داد و [شاه] مرد» و این همان است که به زبانهای اروپایی هم وارد شده است.
این ترکیب در زبانهای اروپایی وامگیری شده است و این وامواژهها را به دست داده که همگی به حرکت کیش (و مات) در شترنج اشاره میکنند: eschecc mat (قرن دوازدهم) فرانسوی کهن، chek/ chekke انگلیسی میانه، checkmate/ check (اواسط قرن چهاردهم) انگلیسی، échec et mat فرانسوی نو، jaque y mate اسپانیایی، scacco matto ایتالیایی، schaak هلندی، Schach آلمانی. در برخی از زبانها مثل فرانسوی و اسپانیایی حرف «و» هم در میانه آمده و آن را به «کیش و مات» شبیه کرده است. شکل کوتاه شدهی آن در هلندی و آلمانی و انگلیسی یعنی «شاه!» و هشدار به شاه حریف است که زیر ضرب حمله قرار گرفته است.
همین کلمه در معنای اصلی خود یعنی «محک زدن، به شکلی تهاجمی آزمودن» هم به زبانهای اروپایی راه یافته و فعل check انگلیسی و chequer فرانسوی را ساخته است. check/ cheque در مقام صفت هم چنین اتصالی داشته و معنای «چهارخانهای/ طرح سیاه و سفید» را میرسانده که به تخته شترنج اشاره میکند. بعدتر این واژه دلالت اسمی هم پیدا کرده و به «سفته، سند مالی، رسید پول» دلالت کرده است.
در زبانهای اروپایی شکلهای متفاوتی از صورت فعلی این واژه را میبینیم: chequear اسپانیایی، checar پرتغالی برزیلی، checken آلمانی، tsekata فنلاندی، че́кать (چِکات) روسی. احتمالا اسم پلیس مخفی مخوف کمونیستها در دوران لنین که «چکا» نامیده میشد و سرواژه بود نیز با الهام از همین کلمه ساخته شده باشد.
«چک» با همین معانی در شعر و ادب کهن پارسی هم وجود داشته، ولی بسامد اندکی داشته است:
فردوسی توسی: « چو باشد مناره به پیش برَک بزرگان به پیش من آرند چک»
و: «به قیصر سپارد همه یک به یک ازین پس نوشته فرستیم و چک»
و: «به هیتال تا پیش رود برک به بهرام بخشید و بنوشت چک»
اسعد گرگانی: «نهال مهر بس باد این که کشتم چک بیزاری از خوبان نوشتم»