چست


آخرین به روزرسانی:
چست

چست

         ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*skew» به معنای «پرت کردن، هل دادن» در مدخل «شوت» بررسی شده است. این بن مشتقی به شکل «*skudtos/ *kudtos» به دست داده که یعنی «سوق داده شده، برانگیخته» و در زبان‌های اروپایی چندان شاخه‌زایی نکرده است. ولی این مشتق‌هایش را از آن سراغ داریم: sceod (چابک) انگلیسی کهن، skiozan (سریع رفتن، شتافتن) آلمانی کهن، skaudrus (چالاک) لیتوانیایی، skudra (مورچه، در اصل یعنی پرجنب‌وجوش) لتوانیایی، schieben (شتافتن) آلمانی، kidati (انداختن) روسی،

این بن در زبان‌های آریایی ریشه‌ی «*سْکَوگ/ *چوسْتَه» را پدید آورده است که یعنی «چالاک، سریع». در زبان‌های کهن ایرانی از این بن چنین واژگانی زاده شده‌اند: चोदति (چُودَتی: هل دادن، سوق دادن) و «سْکونْدَتی» (جست و خیز کردن) و «سْکُد» (پریدن) و «چُدَه» (تحریک کننده) سانسکریت، 𑀘𑁄𑀤𑁆𑀤𑀢𑀺 (چُدَّتی: گاییدن) پراکریت، 𐎿𐎤𐎢𐎭𐎼 (سْکودْرَه: تراکیه) و 𐎿𐎤𐎢𐎭𐎼𐎡𐎹 (سْکودْریَه: تراکی، سکایی غربی) پارسی باستان، 𒄑𒆪𒁺𒊒𒀀𒀀 (ایسْکودوروا: تراکی، سکایی غربی) و 𒄑𒆪𒁺𒊒 (ایسْکودورو: تراکیه) اکدی بابلی هخامنشی، 𒆜𒆪𒌓𒊑𒅀 (ایشْکودْریا: تراکی، سکایی غربی) و 𒆜𒆪𒋻𒊏 / 𒆜𒆪𒋻𒊏𒅁 (ایشْکوتّارا/ ایشْکوتارّائیپ: تراکیه) ایلامی هخامنشی، «ویزُوهْ» (پژوهش، مرکب از پیشوند: وی- و بن فعلی: چَود) و «ویزُوسْتَن» (پژوهیدن) پهلوی، սկիւթ (سْکیوْتا: تراکیه) و սկյութ (سْکیوت: سکایی غربی، تراکی) ارمنی کهن، «پَسْکوج» (تکان دادن، تحریک کردن) سکایی،

         نام قوم «سکا» نیز احتمالا از همینجا آمده و «تیرانداز» یا «تندرو، چالاک» معنا می‌داده که نامی مناسب برای قومی کوچگرد و کمانگیر است. ریشه‌ی محتمل دیگر این نام «*سَک» است به معنای «توانستن و ساختن». این نام در زبان‌های اروپایی نیز وامگیری شده است: skuqhs (سْکوثِس) یونانی، scythes لاتین، Scythian انگلیسی و آلمانی. 

         در پارسی قدیم از این ریشه چنین کلماتی را سراغ داریم: «چُست»، «بَشکول» (چالاک)، «آشکوخیدن» (لغزیدن، کله‌پا شدن)، «بشکولیدن» (پریدن)، «پژولیدن» (پژوهش کردن). مشهورترین مشتق آن در پارسی «پژوهش» است و مشتقاتش: «پژوهشی»، «پژوهشگر»، «پژوهنده»، «دانش‌پژوه»، «پژوهشگاه»، 

همچنین اسامی و جاینام‌هایی که از اسم سکاها گرفته شده است: «سقز»، «سیستان/ سکستان»، «[ایل] سگوند»، «سگزی»، 

         در سایر زبان‌های ایرانی از این ریشه چنین کلماتی برخاسته‌اند: «چودنا» (گاییدن) اردو، չուստ (چوسْت: دمپایی، کفش) ارمنی، ჩუსტი (چوسْتی: دمپایی، جست‌وخیز کردن) گرجی، «چورْد» (چابک) آسی، «»بیزُوبیسْت» (پژوهش) فارسی یهودی، 

در زبان‌های هندی از این بن چنین کلماتی برآمده‌اند: चोदना(چُدْنا: گاییدن) و चोद (چُد: گایش، هماغوشی) و चोदघर (چُدگْهَر: روسپی‌خانه) و बकचोद (بَکْچُد: کس‌شعر، مزخرف‌گویی) و चुदाना (چودانا: اغوا کردن) هندی، 

         این واژه و مشتق‌هایش در شعر و ادب پارسی در چنین بافتی به کار گرفته شده است: 

فردوسی توسی: «فرستاده را خواند و پرسید چست                         ازو کرد یکسر سخن‌ها درست»

ابوسعید ابوالخیر: «کردم توبه، شکستیش روز نخست             چون شکستم به توبه‌ام خواندی چست»

اسدی توسی: «شنیدم ز دانش‌پژوهان درست                       که تیر و کمان او نهاد از نخست»

فرامرزنامه: «فرود آمد از باره نوشاد جست                                ستایش‌کنان رخ به خوناب شست»

مسعود سعد سلمان: «زود یک پای چست بردارد                           راهِ آیم-روم به پیش آرد» 

خیام نیشابوری: «گر شاخ بقا ز بیخ بخت‌ات رسته ا‌ست          ور بر تن تو عمر لباسی چست است»