چزاندن


آخرین به روزرسانی:
چزاندن


         ریشه‌ی آریایی «چَرْز» به معنای «آزار، شکنجه» خاستگاهی نامعلوم دارد، اما دیرینه است و در کلمه‌ی कर्जति(کَرْجَتی: زجر دادن) سانسکریت قدیمی‌ترین ثبت آن را می‌بینیم. این واژه توزیعی به نسبت محدود داشته و در پارسی «چزاندن» و «جزاندن» و «جز زدن» و «جِز جِز» و «جز جگر» را ایجاد کرده است. حدس می‌زنم شکل اولیه‌ی آن نام‌آوایی بوده باشد که به صدای سوختن گوشت مربوط باشد. بخش آغازین کلمه‌ی «جزغاله» هم احتمالا از همین‌جا آمده باشد و با بخش دوم آن که «ذغال» است ترکیب شده باشد. برخی این کلمه را از ریشه‌ی «چیزیغ» ترکی به معنای «پیه گداخته» مشتق دانسته‌اند. اما این تبارنامه نادرست می‌نماید چون این کلمه هم احتمالا نام‌آواست و بیشتر با جز/ چزاندن ارتباط دارد تا مفهوم جزغاله. 

         این واژگان به ندرت در شعر و ادب پارسی به کار گرفته شده‌اند:

ملک‌الشعراء بهار: «جملگی بی بهانه دوست فروش               همگی بی جهت ضعیف چزان»