برخی منابع ریشهی این کلمه را «چوروک» ترکی دانستهاند. اما این واژه در ترکی ریشه و مشتق مشخصی ندارد و تنها کلمهی مشابهی که داریم чорук (چُوروک) در زبان سیبری تووان است که یعنی «رفتن، سفر کردن» و نه ارتباط معنایی با کلمهی پارسی دارد و نه تماسی با تمدن ایرانی داشته که بتواند وامگیری شود. بنابراین فرض ریشهی ترکی برای این کلمه که از ساخت آواییاش به ذهنها متبادر شده، نادرست است.
حقیقت آن است که خاستگاه این واژه درست روشن نیست. چون عامیانه دانسته میشده و در شعر و ادب پارسی نیز نیامده و بنابراین تاریخچهی ظهور و تحولش هم درست روشن نیست. حدسی که میتوان زد آن است که به ریشهی پیشاهندواروپایی «*greh» (پیچاندن، تاباندن) و «*grehgos» (ژولیده، درهم پیچیده) مربوط باشد. ریشهی اصلی «*greh» در پارسی «گره» را تولید کرده و ग्रन्थि (گْرَنْتی: گره) سانسکریت از آن برآمده است. هرچند این بن اخیر در زبانهای آریایی شاخهزایی چندانی نکرده، ولی بعید نیست «چروک» بازماندهای از آن باشد. چون در زبانهای اروپایی مشتقهای این بن «خمیده، قلاب» معنی میدهند و حالت پیری و چروکیدگی هم میتواند بسطی در این معنا دانسته شود.
ریشهی پیشاهندواروپایی «*grehgos» در زبانهای کهن اروپایی چنین کلماتی را پدید آورده است: crocus (قلاب) لاتین قرون وسطایی، krokr (قلاب) نردیک کهن، croce/ croche/ croc (خمیده، قلاب) فرانسوی کهن، accrocher (به قلاب انداختن، به چیزی چسبیدن) فرانسوی میانه، croche (قلاب) و croke/ crok (خمیده) انگلیسی میانه، croec (خمیده، قلاب) هلندی میانه،
این بن در زبانهای زندهی اروپایی به چنین واژگانی منتهی شده است: croche (قلاب، قلابدوزی) فرانسوی، croxa (قلاب) کاتالان، crook (قلاب، خمیدگی) و croche (قلابدوزی) انگلیسی، krokur (قلاب) ایسلندی، krok (قلاب) نروژی، крюк (کًرْیوک: قلاب) روسی،
در میان این واژگان «کروشه» از فرانسوی به پارسی وارد شده و در علایم سجاوندی همان است که «قلاب/ قلاببند» هم نامیده میشود. از آنسو «چُروک» هم به زبانهای اروپای شرقی وارد شده و در بلغاری و صربی به همین شکل دیده میشود و در رومانیایی به ciuruc بدل شده است. در این زبانها این کلمه «اراذل و اوباش» معنی میدهد.