ریشهی پیشاهندواروپایی «*sked» به معنای «پوشاندن، پنهان کردن» در زبانهای اروپایی چندان شاخهزایی نکرده و نمونهی بازمانده از آن hætera (ردا، خرقه) انگلیسی کهن است.
این ریشه در زبانهای آریایی به «*چَت/ *سَد» تبدیل شده و همان معنای اولیهاش را حفظ کرده و به ویژه در کلمهی «چتر» تبلور یافته است. در زبانهای ایرانی کهن از این ریشه چنین کلماتی زاده شدهاند: ItNayaDAs (ساذَیانْتی: شلوار پاچهبلند) اوستایی، छादयति (چادَیَتی: پوشاندن) و छत्त्र (چَتّرَه: چتر، قارچ، پناهگاه) و छत्र (چَتْرَه: چتر، قارچ) و छाता (چاتا: چتر) و «چادیس» (لحاف) و «چَدْمَن» (فریب، مکر) و «چَتْوَرَه» (خانه) و «چَدَه» (جلد) سانسکریت، «چَتّا» (پوشش، چتر) پالی، «چادور» (چادر) و «شادورْوان» (سراپرده) پهلوی، «پَساذ» (نوعی زره) سغدی، rTaS (شاطَر: چادر) سریانی،
در زبانهای ایرانی نو هم این کلمات را از این بن سراغ داریم: «چتر» و «[موی] چتری» و «چادر» و «شادروان» پارسی، «چادیر/ چاتیر» (چادر) ترکی، «شادِر/ جَتْر» (چادر) و «شادَربان» (حوض فوارهدار) عربی، «شَتْرْوان» (سراپرده) ارمنی، «پْسُول» (مرصعکاری) و «چَتْری» (چتر) پشتون، «چْهاتا» (چادر) و «چهَتْری» (چتر) اردو، чодар (چادُر) تاجیکی،
در زبانهای هندی از این ریشه چنین واژگانی زاده شدهاند که همگی «چتر، پوشش» معنی میدهند: ছাতি (سَتی) و ছতা (سُتا) آسامی، ছাতা (چَتَه) بنگالی، छाता (چاتا) و छतरी (چَتْری) هندی، છત્ર (چَتْرَه) و છત્રી (چَتْری) گجراتی، सत्ते (سَتِّه) کُنکانی، छत्री (چَتْری) مَراثی، ಛತ್ರಿ (چَتْری) کانادا، சத்தி (چَتّی) و சத்திரம் (چَتّیرام) تامیلی، و همچنین ਛੱਤ (چَتّا: سقف) پنجابی،
این واژه در زبانهای دیگر هم وامگیری شده است: chatta و chatra انگلیسی، sator (چادر) مجاری، šedravan (شادروان) بلغاری، šedervan (شادروان) صربی-کروآتی، ឆត្ (چَت) خمر، ฉัตร (چَت) تای،
این واژگان در شعر و ادب پارسی زیاد به کار گرفته شدهاند:
فردوسی توسی: «که آمد فرستادهی شاه هند ابا پیل و چتر و سواران سند»
خاقانی شروانی: « اینست همان صفه كز هیبت او بردی بر شیر فلك حمله شیر تن شادروان»
سعدی شیرازی: « بس قامت خوش كه زیر چادر باشد چون باز كنی مادر مادر باشد»