تقریبا همهی منابع «وال» به معنای نهنگ را وامواژهای از فرانسوی دانستهاند، و بیشک شکل کنونی این کلمه در دوران مشروطه به پارسی وارد شده و شکل دیگرش «بالِن» است. این کلمه در زبانهای اروپایی به شکلهای گوناگون دیده میشود: fallaina (فالایْنا: نهنگ) و fallh/ fallos (فالَّه/ فالُّوس: آلت مردانه) یونانی، phallus (نره، آلت مردانه) و ballaena (نهنگ) لاتین، baleine (نهنگ) فرانسوی.
تقریبا همهی منابع ریشهی این کلمات را «*bhel» هندواروپایی دانستهاند که یعنی «درخشیدن، متورم شدن». این ریشه «فالوس» لاتین و مشتقاتش به معنای «نره» را توضیح میدهد، اما این ریشه با مفهوم نهنگ که جانوری دریاییست ارتباط زیادی برقرار نمیکند. برخی از فرهنگها هم ریشهی «وال» را متفاوت دانستهاند و آن را از «*(s)kwal» مشتق دانستهاند، که shark انگلیسی و squalus لاتین را هم نتیجه داده است. اما کلمهی shark در زبانهای آنگلوساکسون جدید است و به نظر نمیرسد اهالی اروپای شمالی و غربی تا قرن شانزدهم و ورود به آبهای مناطق گرمسیر کوسهماهی را از سایر ماهیها تفکیک کرده باشد.
حدسی که میتوان زد آن است که شکل یونانی و بعد لاتین «فالاینا/ بالاینا» شاید وامگیریای از «بعل» فنیقی بوده باشد. چون این کلمه در زبان کنعانی قدیم به معنای «ارباب، سرور، بزرگ» است و حریف اصلیاش ایزد دریاها یعنی یم است که همچون اژدهایی دریایی (نهنگ) بازنموده میشده و بعد از غلبهی بعل بر او به نماد و جانور رام او تبدیل میشود. به همین خاطر نهنگ و تمساح را در سنت فنیقی موجودی مقدس و اساطیری میدانستهاند.
بر این مبنا حدس میزنم که کلمات مربوط به نهنگ که به صورت «وال» وارد پارسی شده و در اروپایی وجود دارد هم با «بالن» همریشه باشند، و چه بسا همهی اینها از همان بعل فنیقی گرفته شده باشند: ohwal (نهنگ) ساکسونی کهن، hvalr (نهنگ) نُردیک کهن، val (نهنگ) سوئدی، wal (نهنگ) آلمانی کهن و هلندی میانه، walvis (نهنگ) هلندی،hwæl (نهنگ) انگلیسی کهن، whale (نهنگ) و ithyphallic (وزن شعری در یونان باستان که در مراسم حمل نرهی مقدس خوانده میشده) انگلیسی.