ریشهی پیشاهندواروپایی «*nei/ ni» به معنای «درخشیدن» احتمالا با بن «*neyh» به معنی «راهنمایی کردن، نشان دادن» خویشاوند است و در زبانهای کهن اروپایی چنین واژگانی را پدید آورده است: nitere (برق زدن) و niger (سیاه) لاتین، niam (شکوه) ایرلندی کهن، noir/ neir (سیاه، تیره) فرانسوی کهن، negre/ ner/ neir (سیاه) اوکسیتان کهن،
در زبانهای زندهی اروپایی از این ریشه چنین واژگانی را میشناسیم: negru (سیاه، تیره) رومانیایی، negro/ nero (سیاه، تیره) ایتالیایی، niuru/ ngru/ niru (سیاه، تیره) سیسیلی، noir (سیاه) فرانسوی، negre (سیاه، تیره) کاتالان، negro (سیاه، تیره) اسپانیایی،
این بن در زبانهای آریایی به ریشهی «*نیل» بدل شده که «آبی، کبود، رنگ آسمان» معنی میدهد. در زبانهای کهن ایرانی این بن به چنین کلماتی ختم شده است: 𒈾𒄿𒉈 (نایْنِه: راهنمایی کردن) هیتی، iteyan (نَیِتی: راهنمایی کردن) اوستایی، नीलोत्पल (نیلوپَتا: نیلوفر) و नील (نیلَه: نیل) و नयति (نَیَتی: راهنمایی کردن) و «نیلَهوَرْنَه» (رنگ آبی) و «آنیلَه» (کبود) و «نیلَوَنْت» (تیره، سیاه) و «اینْدْرَهنیلَه» (یاقوت کبود) و «نِتْرَه» (درخشان، چشم) و «نَیَنَه» (چشم) سانسکریت، «نیلَه» (کبود، آبی-خاکستری) و «نیلوپَّلَه» (نیلوفر) پالی، «نیلَه» (آبی، کبود) پراکریت، «نیل» و «نیلُوپَل» (نیلوفر) پهلوی، 𐭭𐭩𐭫 (نیل) پارتی، «اَپَّل» (نیلوفر) تخاری الف، «اوپَّل» (نیلوفر) تخاری ب، ܢܝܠܘܦܪ/ ܢܝܪܘܦܠ (نیلُوپَر/ نیلُوپَل: نیلوفر) و Aglin /Agnin (نینْگا/ نیلْگا: گوزن شاخ کوتاه) و ܢܝܠܘܣ (نیلُوس: [رود] نیل) سریانی، נִילוֹס (نیلُوس: [رود] نیل) آرامی یهودی، נילוס (نیلوس: رود نیل) عبری، նոնուֆար/ նունուֆար/ նինոֆար/ նիլուֆար/ լիլուփար (نُنوفَر/ نونوفَر/ نینُفَر/ نیلوفَر/ لیلوپار: نیلوفر) ارمنی میانه،
حدسم آن است که نام رود نیل هم از همینجا آمده باشد. مصریان این رود را «خپج» مینامیدند و نام یونانی آن -neilos/ نِیْلُوس- که در زبانهای اروپایی رواج یافته، آشکارا از پارسی باستان گرفته شده است. بر این مبنا میتوان حدس زد که در دوران هخامنشی واژهی «نیل» با همین معنای «آبی» در زبان پارسی باستان وجود داشته و به این رود منسوب بوده است. هرچند سندی در این مورد پیدا نشده، اما حضور این واژه و مشتقاتش در سانسکریت و پالی و پراکریت و اوستایی این حدس را تقویت میکند.
در پارسی از اینجا چنین واژگانی را سراغ داریم: «نیل»، «نیلی»، «نیلفروش»، «نیلگون»، «نیلگاو» (گوزن شاخ کوتاه)، «نیلوفر/ نوفر/ نیلوپل/ نیلوفل/ نیلپر/ لیلوپر/ لیلوپل/ نیلوبرگ» (مرکب از: نیل: رنگ آبی + پَلَه: شکوفه)، «لیلَنج/ لیلَنگ» (رنگیزهی سیاه)، «[رود] نیل»،
در سایر زبانهای زندهی ایرانی از این ریشه چنین واژگانی برخاستهاند: «نیلَج/ نیل» (نیل، آبی) و «لیلاک» (لیلَنگ، رنگیزهی آبی) و «نیلوفَر/ نینوفَر/ نِلُوفَر/ نُوفَر» (نیلوفر) عربی، нелӯфар / нилуфар (نِلوفَر/ نیلوفَر: نیلوفر) پارسی تاجیکی، «نیلوفَر/ لولوفَر/ لوفَر/ نیلوپَر/ نیلوبَرْگ» (نیلوفر) ترکی، «نیلوفِر» (نیلوفر) کردی، «نیلوفَر» ازبکی، նունուֆար (نونوفَر: نیلوفر) ارمنی،
در زبانهای هندی از اینجا چنین واژگانی زاده شدهاند: नीलोफर (نیلُپْهَر: نیلوفر) هندی، নীলুফার (نیلوفَر) بنگالی،
بخش عمدهی واژگانی که با این معنا و شکل در زبانهای دیگر وجود دارند، از پارسی یا سایر زبانهای ایرانی وامگیری شدهاند: noufar/ noufara/ noufaro (نوفَر/ نُوفَرا/ نُوفَرُو: نیلوفر) یونانی، nuphar (نیلوفر) لاتین، anile/ neel (نیل) و lilac (گل یاس، ارغوانی؛ ۱۵۹۰م.) و nilylghau (نیلگاو) و nenuphar (نیلوفر) انگلیسی، nillgaut (نیلگاو، گوزن شاخ کوتاه) و anil (نیلی) و lilas (گل یاس) و nénufar/ nénuphar (نیلوفر) فرانسوی، anil/ anir (نیل) و lila (یاس) و nenufar (نیلوفر) اسپانیایی، anil (نیلی) و nenufar (نیلوفر) پرتغالی، nenufar (نیلوفر) باسک، anjil (نیلی) هلندی، Anilin (نیلی) و Lilofee (نیلوفر) و lila (بنفش) آلمانی، lilac (گل یاس) و nenufaro/ nenufaro/ nannufero (نیلوفر) ایتالیایی، lilak (یاس) لهستانی، nufăr /nenufar (نیلوفر) و lilac (گل یاس) و lalanchiu (بنفش) و lulachiu (نیل) رومانیایی، «نیلوفِر» (نیلوفر) تاتاری کریمه، ненюфа́р (نِنْیوفار: نیلوفر) روسی،
این واژگان از دیرباز در شعر و ادب پارسی کاربرد داشتهاند:
رودکی سمرقندی: «وز بر خوشبوی نیلوفر نشست چون گه رفتن فراز آمد نجست»
و: «زان می که گر سرشکی ازان درچکد به نیل صدسال مست باشد از بوی او نهنگ»
فردوسی توسی: «دل شیر نر دارد و زور پیل دو دستش به کردار دریای نیل»
و: «هوا نیلگون گشت و کوه آبنوس بجوشید دریا ز آوای کوس»
کسائی مروزی: «نیلور کبود نگه کن میان آب چون تیغ آب داده و یاقوت آبدار»
عنصری بلخی: «هوا چو معدن نیلوفر از نمایش تیغ سنان نیزه بدو در چو برگ نیلوفر»