دربارهی ریشهی این واژه ابهام و اختلاف نظری در کار است. بخش نخست آن بیشک پیشوند «نی-» به معنای «زیر، پایین» است. اما بخش دوم آن را به شکلهای متفاوت تفسیر کردهاند. هُرن آن را «*goup/ *gunpa» به معنای «پوشاندن، حمایت کردن» دانسته و هوبشمان «*dub» و هنینگ «*qub/ *sub» (آراستن) را پیشنهاد کردهاند.
به هر روی این بن نامعلوم در زبانهای ایرانی دیرینه بوده و در زبانهای باستانی به این صورتها شاخهزایی کرده است: «نیهوفْتَن» (نهفتن) و «نیهومْبیدَن» (سخن پوشیده گفتن، گنج دفن کردن) و «نیهوفْت» (نهفته، پنهان) و «آهوفْتَن» (آشکار ساختن) پهلوی، «نیهوم» (پنهان کردن) و «نیهوفْتَگیهْ» (نهفتگی) و «اَبْهوم» (آشکار کردن) تورفانی،
در پارسی از اینجا چنین واژگانی زاده شدهاند: «نهفتن»، «نهفته»، «نهفتگی»، «نهفت». در پارسی قدیم هم «نُهنبَن/ نُهنبان» (درِ دیگ یا تنور) و «نهُنبیده» (دفینه، سخن پنهان) را داشتهایم.
در سایر زبانهای ایرانی زنده از اینجا چنین کلماتی را سراغ داریم: «نیهُوب» (نهفتن) پارسی یهودی، «نیخیفْتین» (نهفتن) و «نیخافْتین» (لباس پوشاندن) و «نیخِوْ» (لباس پوشیده) کردی، «نوخون» (سرپوش دیگ) و «نیفین» (در ظرف) گیلکی، «نُمُونَه» (درِ تنور) آشتیانی،
این واژگان در شعر و ادب پارسی فراوان به کار گرفته شدهاند:
رودکی سمرقندی: «رازی که دلم ز جان همیداشت نهفت اشکم به زبان حال با خلق بگفت»
فردوسی توسی: «همه گفتنیها بدو بازگفت همه رازها برگشاد از نهفت»
سعدی شیرازی: «بخندید مرد سخنگوی و گفت حق است این سخن حق نشاید نهفت»
کلیم کاشانی: «گر زغمت شکست دل راز تو فاش کی شود گنج نهفتهتر شود خانه اگر خراب شد»
بیدل دهلوی: «تا رمز گرفتاری ما فاش نگردد چون صبح به پرواز نهفتیم قفس را»