در اغلب فرهنگهای ریشهشناسی «نسیم» مشتقی از ریشهی سامی «*نسم» دانسته شده است. با این حال گذشته از «نسائم» و «أنسام» که حالت جمع «نسیم» هستند، در عربی مشتقهای دیگری از این ریشه نمیشناسیم و این بن در سایر زبانهای سامی دیده نمیشود. بنابراین به احتمال زیاد این واژه در عربی دخیل است و در زبانهای غیرسامی ریشه دارد. کاربرد این واژه را از هزار و صد سال پیش در شعر و ادب پارسی میبینیم و بنابراین به احتمال زیاد در عربی از پارسی وام گرفته شده است:
رودکی سمرقندی: «هر باد که از سوی بخارا به من آید با بوی گل و مشک و نسیم سمن آید»
فردوسی توسی: «چو خط از نسیم هوا گشت خشک نوشتند و بر وی پراگند مشک»
کسایی مروزی: «نسیم نیمشبان جبرییل گشت مگر که بیخ و شاخ درختان خشک مریم شد»
سعدی شیرازی: «بار دگر گر به سر کوی دوست بگذری ای پیک نسیم صبا»
حافظ شیرازی: « خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی»