نزاع


آخرین به روزرسانی:
نزاع

بن سامی «*نزع» به معنای «کشمکش داشتن، مردن» در زبان‌های کهن ایرانی چنین واژگانی را زاده است:𒍣  (نَساخو: عقب‌نشینی کردن) و𒁁  (نِسو: جدا شدن، حذف کردن) اکدی، 𐎐𐎒𐎓 (نسء: عقب‌نشینی، عزیمت) اوگاریتی، נְסַע (نسع: حذف کردن، عزل کردن) آرامی، נָסַע (ناسَه: عقب‌نشینی کردن، عهدشکنی کردن) و נְסִיעָה (نِئْسیعا: تاختن، سفر کردن) عبری،  𐩬𐩸𐩲‎ (نزع: کشمکش کردن، دعوا داشتن) سبایی،

          این بن در زبان‌های حبشی هم این کلمات را پدید آورده است:ነዝዓ  (نازَعَ: عقب‌نشینی کردن) تیگره، ነዝዐ (نازَعا: عقب‌نشینی کردن) و ነዝሐ (نِزْها: عهدشکنی کردن) ‌گئز، 

          این ریشه در زبان پارسی این واژگان را پدید آورده، که تقریبا با همین شکل در عربی هم دیده می‌شوند: «نزع»، «تنازع [بقا]»، «منازعه»، «نزاع»، «انتزاع»، «منتزع»، 

          در سایر زبان‌های ایرانی از این بن چنین کلماتی را سراغ داریم: «مِنْزَع» (دارت، تیری که با دست پرت شود) و «نَزْعَه» (گرایش، سوگیری) و «إِنْتَزَع» (بیرون کشیدن، برگرفتن) و «تَنازُع» (دعوا، کشمکش) عربی، «نیزا» (نزاع) و «نِزاعْچی» (دعوایی، اهل کشمکش) ترکی، 

این واژگان در شعر و ادب پارسی کاربردی محدود داشته‌اند:

عطار نیشابوری: «رو مکن با اهل حق جنگ و نزاع           گر کنی حشر تو باشد باسباع »