نامه


آخرین به روزرسانی:
نامه

ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*nam» به معنای «نامیدن» احتمالا در شکل اولیه‌اش «*hneh/ *gneh» بوده و با بن «*gno» به معنای «شناختن، دریافتن» خویشاوند بوده است. صورت اولیه‌ی این بن در برخی زبان‌ها مثل هیتی و یونانی باستان باقی‌مانده و این در حالتی است که واج آغازین این کلمه هنوز به «ن» دگردیسی نیافته است.

          در زبان‌های کهن اروپایی از این ریشه چنین کلماتی را سراغ داریم: onoma (اُونُما: نام) و anonumos (آنُنومُس: بي‌نام، گمنام) و aristonumos (آریسْتُنومُس: اسم مرد، یعنی: [دارای] نام اشرافی) و onomainw (اُنُومایْنو: می‌نامم، سخن می‌گویم) و epwnumos (اِپونومُس: متشخص، دارای نام خاص) و ‘eteronumos (هِتِرُونومُس: ناهمنام) و ‘omonumos (هُومُنومُس: همنام) یونانی، 𐌍𐌖𐌌𐌍𐌄𐌝𐌔 (نومْنِئیس: نام) اوسکی، 𐌍𐌖𐌌𐌄𐌌 (نومِم: شهرت) و 𐌍𐌏𐌌𐌄 (نُمِه: نام) اومبری، nomen (نام) nominator (نامزد، ملقب) لاتین، nom (نام) فرانسوی کهن، nama (نام) انگلیسی کهن، emmens/ emnen (نامی، مربوط به اسم) پروسی کهن، имѧ (ایمِه: نام) اسلاوی کهن شرقی، имѧ́ (ایمْیا: نام) روثنی کهن، имѧ/ ⰹⰿⱔ (ایمِه: نام) اسلاوی کهن کلیسایی، anv (نام) برتون، anu (نام) ولش کهن، enw (نام) ولش میانه، ainmm/ ainm (نام) ایرلندی کهن، anuana (نام) گل، nom (نام) لمباردی، 

          در زبان‌های زنده‌ی اروپایی از اینجا چنین واژگانی برخاسته‌اند: імя́ (ایمْیا: نام) بلاروسی، и̏ме (ایمِه: نام) مقدونی و بلغاری و صربی-کروآتی، и́мя (ایمیا: نام) روسی، ім'я́ (ایمْئیا: نام) اوکراینی، ainm (نام) ایرلندی، nume (نام) رومانیایی، nome(نام) ایتالیایی، nomu/ nomi (نام) سیسیلی، nom (نام) فرانسوی، name (نام) و noun (اسم) و nomen (نام خانوادگی) و pronoun (ضمیر) انگلیسی، nome (نام) پرتغالی، nombres (نام) و nomina (اسم، شهرت) اسپانیایی، 

          در زبان‌های آریایی این بن به ریشه‌ی «*نام» تبدیل شده و چنین کلماتی را در زبان‌های باستانی ایرانی پدید آورده است: 𒆷𒀀𒈠𒀭 (لامَن: نام) و 𒄩𒀭𒈾𒄿 (خَنّائی: داوری کردن، جریمه کردن) هیتی، nam&n (نامَن: نام) اوستایی، 𐎴𐎠𐎶𐎠 (ناما: نامگذاری شده، مشهور) و 𐎴𐎠𐎶 (نامَه: نام) پارسی باستان، onoman (اُنُومان: نام) فریگی، नामन् (نامَن: نام) سانسکریت، 𑀡𑀸𑀫 (نامَه: نام) پراکریت مهاراستری و ارده‌مگدی و مگدی، «نامَه» (نام) پالی، «نام» و «نامَک» (نامه، نوشته) و «نَنٌگ» پهلوی، 𐭱𐭬‎ (نام، با هزوارش: شم) و 𐭍𐭀𐭌‎/ 𐭔𐭌𐭇‎ (نام/ شمح [هزوارش]: نام) و «نامْگِن/ نامَگِن» (نامدار) و «نَنْگِن» (ننگین) پارتی، «نام» و «نامَگ» (نامه) و «نامْگِن» (نامدار) تورفانی، נמקא (نامْقا: نامه) آرامی، ܢܐܡ‎ (نام) و ܢܡܩܐ (نامْقا: نامه) سریانی، «نام» و «نامْچی» (نامدار) و «نامْقین» (مشهور) و «ناماک» (نامه) سغدی، «نام» و «نامیک» (نامدار) و «نَنْک» (ننگ) خوارزمی، «نامَه» (نام) و «نامَسْتوتَه» (مشهور شدن) سکایی، namo (نامُو: نام) و namigo (نامیگُو: عنوان، لقب) و namobargo (نامُوبَرْگُو: پهلوان، نامور) بلخی، անուն (آنون: نام) و հայրանուն (هایْرانون: نام پدری، نام خانوادگی) و անուանի (آنوانی: مشهور، نامدار) و համանուն (هَمانون: همنام) و դերանուն (دِرانون: ضمیر) و մեծանուն (مِتْسانون: نامبردار، پرافتخار) ‌ارمنی کهن، «نُم» (نام) تخاری الف، «نِم» (نام) تخاری ب، 𐨣𐨀𐨨‎ (نامَه: نام) ختنی، 

          در پارسی از اینجا چنین واژگانی زاده شده‌اند: «نام»، «نامیدن»، «نامزد»، «نامزد کردن»، «نکونام»، «نامدار»، «نامبردار»، «بدنام»، «خوشنام»، «نامور»، «سرنام»، «نامه»، «نامه‌رسان»، «خبرنامه»، «برنامه»، «برنامه‌نویسی»، «بی‌برنامه»، «نامی»، «بی‌نام»، «گمنام»، «شاهنامه»، «بهنام»، «همنام»، «ننگ»، «ننگ‌آور»، «ننگین»، «اعتبارنامه»، «بارنامه»، «معرفی‌نامه»، «امان‌نامه»، «اعتراض‌نامه»، «فتح‌نامه»

          در سایر زبان‌های زنده‌ی ایرانی این بن به چنین کلماتی منتهی شده است: «ناو/ ناوْ» (نام) کردی، «نوم» (نام) و «نامِر» (نامدار) پشتون، «نیم/ نِم» (نام) سنگلیجی، «نوم» (نام) سریکلی و شغنی، «نُنْگّ» (نام) وخی، «نَم» (نام) یزغلامی، «نَمَق» (نامه) و «بَرْنامَج» (برنامه) عربی، «نَنْگَر» (محترم) بلوچی، անուն (آنون: نام، شهرت، کس) و հայրանուն (هایْرانون: نام خانوادگی) و անվանի (آنْوانی: نامدار) ارمنی، emer/ emen (نام) و mbiemer (صفت، لقب) آلبانیایی، ном (نُم: نام) و нома (نُومَه: نامه) پارسی تاجیکی، ном (نُم: نام) آسی و یغنابی، «نام» لکی، «نُوم» (نام) گیلکی، «نوم/ نُم» (نام) مازنی، «مون/ نوم» (نام) میمنی، «نُوم» (نام) تالشی، «نامَه» (نام) گورانی، «نامَه/ نام» (نام) زازا، «نام» و «نامِه» ترکی، «نُم» (نام) و «نُومَه» (نامه) ازبکی، «نُوم» (نام) بختیاری و لری، «نُم» (نام) کمویری، «نام» ویگالی، «ناوْ» (نام) کشمیری، «نام» و «نامَه» (نامه) اردو،

          در زبان‌های هندی از این تبار چنین واژگانی را می‌شناسیم: नाम (نام) و नामा (ناما: نامه) هندی، नाउँ (نائو: نام) سندی، ನಾಮ (نامَه: نام) کانادا، नाम (نامَه: نام) مراثی کهن، नाम (نام: نام) مراثی، నామము (نامَمو: نام) تلوگو،ನಾಮ (نامَه: نام) تولو، नाउँ (نائو: نام) اودی، «ناو» (نام) کوهستانی سندی، «نُم» (نام) کوهستانی شینا، ނަން (نان: نام) دیوهی، නම (نَمَه: نام) سینهالی، नौं (ناو: نام) گروالی، নাম (نَم: نام) آسامی، নাম (نَم: نام) و -নামা (-نامَه: پسوند اسناد) بنگالی،नाउँ (نائو: نام) بجپوری، ନାମ (نَمُو: نام) اوریا،ਨਾਂ / ਨਾਉਂ (نا/ نائو: نام) و ਨਾਮਾ (ناما: نامه) پنجابی، 

          برخی از این واژگان در زبان‌های دیگر نیز وامگیری شده‌اند: នាម (نیَم: نام) خمر، ນາມ (نام) لائو، «نامَه» (نام) مالایی و اندونزیایی، ᦓᦱᧄ (نام) لو، นาม (نام) تای، नाउँ (نائو: نام) نپالی، «نامِه» تاتاری،

          این خوشه از کلمات در شعر و ادب پارسی بسیار به کار گرفته شده‌اند: 

رودکی سمرقندی: «بر پاسخ تو چو دست بر خامه نهم       خواهم که دل اندر شکن نامه نهم»

فردوسی توسی: «کز این نامور نامه شهریار                    به گیتی بمانم یکی یادگار »

سنایی غزنوی: «آل گشتاسب و نامور لهراسب                وآن همه علم و حکمت جاماسب»

خاقانی شروانی: «به یکی نامه‌ی خودم دریاب                به دو انگشت کاغذم دریاب»

حافظ شیرازی: «از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است   وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است»