«موز» احتمالا از زبانهای دراویدی و با واسطهی زبانهای هندی به زمینهی زبانهای آریایی راه یافته و از آنجا در کل قلمرو تمدن ایرانی پراکنده شده است. شکلهای گوناگون این واژه را در این زبانها سراغ داریم: मौच (مَوچَه) سانسکریت، «مُوچَه» پالی، «مُوچ» پهلوی، մոզ (مُز) ارمنی میانه، «موز» ترکی و عربی،
این واژه به واسطهی پارسی و پهلوی در زبانهای قلمروهای تمدن همسایهی ایران نیز انتشار یافته است: ሙዝ (موز) امهری، ሙዝ (موز) گِئز، ሙዝ (موز) تیگرینایی، musa (قرن چهاردهم) لاتین قرون وسطایی،
واژهی «موز» با آن که دیرزمانی است که در زبانهای ایرانی وجود دارد، اما در شعر و ادب پارسی به کار گرفته نشده و این احتمالا به خاطرتوزیع جغرافیایی محدود این میوه در دوران پیشامدرن بوده است.