ملا


آخرین به روزرسانی:
ملا

          ریشه‌ی سامی «*ملء» به معنای «پر کردن، لبریز شدن» یکی از ریشه‌هایی است که در زبان‌های سامی چندان زاینده نبوده و اغلب مشتق‌هایش را -بر مبنای باب‌های عربی- در زبان پارسی می‌بینیم. از این ریشه در پارسی این واژگان را داریم: «مملو»، «مَلأ» (جای شلوغ و چیز توپُر)،‌ «مُلا» (پُر، برخوردار [از دانش])، «ملأعام»، «إملاء» (پر کردن صفحه از نوشته)، «برملا» (فاش)، و اینها اغلب در عربی به این شکل وجود ندارند یا از پارسی گرفته شده‌اند. 

درباره‌ی ملا برخی آن را همان «مَوْلی» عربی دانسته‌اند که از ریشه‌ی «*ولی» آمده است، اما این به نظرم درست نیست و آن «مولا» است که آنجا برخاسته و دلالت معنایی‌اش با «ملا» متفاوت است. همتای پارسی «ملا» یعنی «پُر» در معنی صفتی برای افراد دانا و دانشمند را در پارسی عامیانه هم از قدیم داشته‌ایم و «ملا» احتمالا گرته‌برداری‌ای از آن بوده باشد. سایر واژگان برخاسته از این بن عبارتند از: מָלֵא‎ (مَلِه: پُری) عبری، و «امتلاء» (انباشتگی) عربی.

          در زبان‌های ایرانی «ملا» به این صورت‌ها دیده می‌شود: «مُلّا» ترکی و عربی، «مُلّا» اردو، молдо (مُلْدُو) قرقیزی، молда (مُلْدا) قزاقی، мулло (مولُّا) پارسی تاجیکی، молла (مُلّا) کومیکی، «مِلا» کردی، 

در زبان‌های هندی «ملا» به این صورت‌ها وامگیری شده است: मुल्ला (مولا) هندی، ਮੁੱਲਾ (مولّا) و ਸੁੱਲੀ (سولّی) و ਸੁੱਲ(سولّا) پنجابی، মোল্লা (مُلّا) بنگالی، 

«مُلا» در زبان‌های دیگر نیز وامگیری شده‌اند: mullah/ sulli انگلیسی. мулла́ (مولّا) اوکراینی، mulá اسپانیایی، мула (مولا) صربی-کروآتی، «مولّاهْ» اندونزیایی، ムッラー (مورّا) ژاپنی، 물라 (مولّا) کره‌ای، 

          کلمه‌ی «ملا» در پارسی به نسبت دیرآیند است و به ویژه از اواخر عصر صفوی به بعد رواج پیدا می‌کند. و همتایانش در ابتدای کار به همین معنای «پر» در شعر و ادب پارسی به کار گرفته می‌شده و این حدسم را در مورد خاستگاه این واژه تایید می‌کند:

عنصری بلخی: «نه بس نه بس دگری گفت گاه شعروعطا    تهی نماند و ملا شد صحیفۀ اعمال»

ابوالحسن فراهانی: « کمال من نه همین شاعری و ملایی     شراب خواره ام و بذله گو و ریش تراش »

اقبال لاهوری: « چه ملایی چه درویشی چه سلطانی چه دربانی

                                                                   فروغ کار می‌جوید به سالوسی و زراقی »