ریشهی پیشاهندواروپایی «*mel» به معنای «بد، غلط، اشتباه» در زبانهای ایرانی شاخهزایی چندانی نکرده و بیشتر در زبانهای اروپایی زایا بوده است.
در زبانهای اروپایی کهن از این ریشه چنین کلماتی مشتق شدهاند: meleos (مِلِئُوس: غمگین) و احتمالا blasfemein (بْلاسْفِمِئین: کفر گفتن، سخن ناروا زدن) یونانی، malus (بد) و blasphemare (کفر گفتن) و malevolentia (دشمنی، نفرت) و maledicere (نفرین کردن، فحش دادن) و malefactor (بزهکار، مجرم) و maleficus (خبیث، رذل، گناهکار) و malitia (خباثت) لاتین، mell (ویرانی) ایرلندی کهن، blasmer (سرزنش کردن؛ قرن دوازدهم) و blasphemer (کفر گفتن) و dis mals (نحس، شوم، یعنی: روزِ بد) و maladie (مرض؛ قرن سیزدهم) و malaise (دشواری، زحمت: mal: رنج، بد + aise: آسان) و meledicion (نفرین) و malevolence (دشمنی، نفرت) و malice (خباثت؛ قرن دوازدهم) و malicios (خبیث) فرانسوی کهن، mal (لکه) آلمانی میانه،
در زبانهای اروپایی نو هم این واژگان را از این بن میشناسیم: melas (دروغ) و melsvas (تیرگی، رنگ نیلی-آبی) لیتوانیایی، malas (اشتباه) لتونیایی، blâmer (سرزنش کردن) blasphémer (کفر گفتن) و mal (شر، بدی، رنج) و maladie (مریض) و malverser (دوز و کلک زدن) و mauvais (بد، غلط) فرانسوی، mal’aria (بیماری واگیردار، در اصل یعنی: فساد هوا؛ حدود ۱۷۰۰م.) ایتالیایی،
در زبان انگلیسی خویشاوندان این نیا چنیناند: blame (سرزنش کردن؛ ۱۲۰۰م.)، blaspheme (کفرگویی؛ میانهی قرن چهاردهم)، blasphemous (کفرآمیز؛ اوایل قرن پانزدهم)، blasphemy (کفر، سخن ضد دین؛ اوایل قرن سیزدهم)، dismal (نحس، شوم، وامواژه از فرانسوی کهن)، mal- (پیشوند به معنای معیوب و نادرست بودن کاری)، malfunction (کژکارکرد؛ ۱۸۲۷م.)، malady (مرض؛ اواخر قرن سیزدهم)، malaise (دشواری، زحمت؛ ۱۳۰۰م.)، malaria (بیماری واگیردار، وامواژهی ایتالیایی؛ ۱۶۴۰م.)، malediction (نفرین؛ میانهی قرن پانزدهم)، malefactor (بزهکار، مجرم؛ میانهی قرن پانزدهم)، malefic (خبیث، رذل؛ ۱۶۵۰م.)، malevolence (دشمنی، نفرت؛ میانهی قرن پانزدهم)، malevolent (بدخواه، کینهتوز؛ ۱۵۰۰م.)، malice (خباثت؛ ۱۳۰۰م.)، malicious (خبیث؛ میانهی قرن سیزدهم)، malign (بدخیم؛ اوایل قرن چهاردهم)، malison (نفرین؛ میانهی قرن سیزدهم)، malversation (رفاقت ناباب، دوز و کلک؛ ۱۵۴۰م.)
در میان این واژگان فقط «مالاریا» و «مِلاس» در پارسی وام گرفته شده است.
در زبانهای آریایی این بن وجود داشته اما زیاد شاخهزایی نکرده است. احتمالا «مارا» (فریب، دغل، دیو فریبکاری در دین بودایی) سانسکریت از همینجا آمده که در مدخلی مستقل بدان پرداختهام. ayrIam (مَئیریَه: خیانتکار) اوستایی هم از همین بن گرفته شده است.
در زبانهای نوی ایرانی از این ریشه چنین کلماتی برخاستهاند: «مَلَه» (چرک، آلوده) و «مَلینَه» (کثیف) و ، «مِل» (گناه) ارمنی، «میل» (زنگار، دوده) آسی، «مِلُو» (خاکستری) بلوچی، «مِلَّه» (خر خاکستری) بردسیری و «مَلَه» (خاکیرنگ) و «ململ» (پارچهی چلوار نازک).