ریشهی پیشاهندواروپایی «*mregh-m(n)o» به معنای «مغز، کله» به نسبت نازا بوده و در هردو شاخهی زبانهای ایرانی و اروپایی واژگانی کمشمار را پدید آورده است. واج «م» ابتدای این ریشه در بیشتر زبانهای اروپایی به «ب» دگردیسی یافته و چنین واژگانی را در معنای «مغز» نتیجه داده است: brecmos (بْرِخْمُوس) یونانی، brægen انگلیسی کهن، brian انگلیسی، bregen آلمانی میانه، brein فریزی کهن و هلندی. هرچند ریشهی این واژگان از دید بسیاری از پژوهشگران مبهم است و در پیوند آن کلمهی یونانی اولی با بقیه هم چون و چرایی در کار است.
این ریشه در زبانهای ایرانی شکل اصلی خود -با «م» آغازین- را حفظ کرده و بیشتر معنای «ستون فقرات، پشت» را میرسانده است. این واژگان از این بن پدید آمدهاند: uzaram (مَرَزو: ستون فقرات) اوستایی، «مازَه» (گوشت گُرده گوسفند) بختیاری، «میَز» (گوشت گُرده گوسفند) سریکلی، «مَزَه» (پشت، کمر کوه) ممسنی و لری کهکیلویه. در پارسی نو از همین ریشه «مازو» (کله) و «مازه» (ستون پشت) و «مازهداران» (ردهای از جانوران و نیای مهرهداران) ساخته شده است.