ریشهی پیشاهندواروپایی «*ma» احتمالا گنگواژه بوده و به «مادر، پستان مادر» اشاره میکرده است. اصولا آوای «ما» یکی از اولین صداهایی است که نوزادان تولید میکنند و بنابراین نامیدن مادر با این واجها در زبانهای گوناگون به نسبت رایج است. از این بن در زبانهای هندواروپایی ریشهی «*mater» مشتق شده به معنای «مادر» که در زبانهای اروپایی به همین شکل مانده و در زبانهای ایرانی به «*ماتَر» تبدیل شده است.
در زبانهای اروپایی کهن این کلمات از این بن برخاستهاند: mhthr (مِتِر: مادر) و Dhmethr (دِمِتِر: ایزدبانوی زمین و کشاورزی) و metropolis (مِتْرُوپُولیس: پایتخت، شهر بنیانگذار کوچنشینها) یونانی، mater (مادر) و alma mater (مادرِ خوراک دهنده، لقبی برای ایزدبانوان سِرِس و سیبِل) و Demetrius (نام مرد، یعنی منسوب به دمتر) و materia (مادهی خام) و maternus (مادری، مادرانه) و matricida (مادرکُش) و matricis (سیاهه، فهرست) و matriculare (اسم نوشتن، وارد کردن نام در سیاهه) و matrix (جانور باردار، حامله) لاتین، mati (مادر) اسلاوی کهن کلیسایی، moðir (مادر) نُردیک کهن، modar (مادر) ساکسونی کهن، moder (مادر) فریزی کهن، muoter (مادر) آلمانی کهن، modor (مادر) انگلیسی کهن، moder (مادر) انگلیسی میانه، mathir (مادر) ایرلندی کهن، Maternel (مادرانه؛ قرن چهاردهم) و mater (مادر) و matrimoine (ازدواج، زناشویی) و matrice (رحم، زهدان) و matrone (بانو، زن متاهل) و matere (مادهی خام، قالب سازندهي چیزی) فرانسوی کهن، muti (مادر) پروسی کهن، motrep (مادر) برتون کهن، Matir (مادر) گُل، mōþir (مادر) سوئدی کهن،
در زبانهای اروپایی نو هم این واژگان را از این تبار سراغ داریم: moder (مادر) دانمارکی، mote (مادر) لیتوانیایی، moeder (مادر) هلندی، mutter (مادر) آلمانی، mère (مادر) و grand-mère (مادربزرگ) و maternité (مادرانه، مادرانگی؛ قرن پانزدهم) و matière (ماده) و metro (قطار شهری، کوتاه شدهی Chemin de Fer Métropolitain؛ ۱۹۰۴م.) فرانسوی، mother (مادر) و alma mater (مدرسه یا دانشگاه محل تحصیل؛ ۱۷۱۰م.) و endometrium (لایهی داخلی رحم؛ ۱۸۸۲م.) و godmother (مادرخوانده؛ اواخر قرن سیزدهم) و grandmother (مادربزرگ؛ اوایل قرن پانزدهم) و maternal (مادری؛ اواخر قرن پانزدهم) و maternity (مادری، مادرانه؛ ۱۶۱۰م.) و matricide (مادرکُشی؛ ۱۵۹۰م.) و matriculate (اسم نوشتن، وارد کردن نام در سیاهه؛ ۱۵۷۰م.) و matrimony (زناشویی؛ ۱۳۰۰م.) و matrix (رحم، زهدان؛ اواخر قرن چهاردهم، قالب، بستر؛ ۱۵۵۰م.) و matron (بانو، زن متاهل؛ اواخر قرن چهاردهم) و matter (ماده، قالب؛ ۱۲۰۰م.) و metropolitan (اسقفِ حاکم بر قلمروی کلیسایی؛ میانهی قرن چهاردهم) و motherland (وطن، زادگاه؛ ۱۷۱۱م.) انگلیسی، мать (ماتا: مادر) روسی، madre (مادر) ایتالیایی، mate (مادر) لاتویایی، modryb (مادر) ولش، mathair (مادر) ایرلندی، מוטער (موتِر: مادر) ییدیش، móðir (مادر) ایسلندی، mor/ moder (مادر) نروژی و سوئدی و دانمارکی،
در میان این واژگان برخی در پارسی جدید وامگیری شدهاند و مرجعشان اغلب زبان فرانسوی بوده است: «مامان»، «مامایی»، «ماما»، «مترو»، «ماتریالیسم»، «متریال»، «ماتریس»، «متروپلیس»، «دمتر»، «دمتریوس»،
در زبانهای ایرانی کهن از ریشهی «*ماتَر» چنین کلماتی زاده شدهاند: ratAm (ماتَر: مادر) اوستایی، 𐎶𐎠𐎫𐎠 (ماتا: مادر) و «هَمماتَر» (هممادر، برادر و خواهر تنی) پارسی باستان، मातृ (ماتَر: مادر) و «ماتولَه» (دایی) و «ماتَرَه» (والدین) و «ماتامَها» (مادربزرگ) و «ماتَرَهپیتَرَه» (مادرپدر) و «سَمماتَر» (هممادر، برادر و خواهر تنی) سانسکریت،«مادَر/ ماتَر» (مادر) و «ماتَک» (ماده، زن) و «ماتَکوَر» (مایهدار، اساسی، اصلی) و «ماتیکان» (مادیان) و «ماتَگْدان» (سند) و «ماتییان» (متن شرعی) و «ماتیکان» (کتاب، مادهی درسی) پهلوی، «ماتَه» (مادر) و «مارَه-پاتَرَه» (والدین) سکایی، «ماد» (مادر) و «ماذیک/ ماذک» (ماده، زن) خوارزمی، «مات/ مَیْر» (مادر) و «مَیْرَنَیْ» (نامادری) و «مَیْرِهزَی» (برادر و خواهر ناتنی) سغدی، «ماد/ مات» (مادر) و «مایَگ» (مایه، ماده) تورفانی، «ماد/ مادَر» (مادر) و «مادَگ» (ماده، زن) پارتی، mado (مادُو: مادر) بلخی، tAm (مات: مادر) سریانی، 𑀫𑀸𑀤𑀸 (مادا: مادر) پراکریت سوراسِنی، մայր (مَیْر: درخت سدر، ماده) و մայրի (مَیْری: جنگل) و մաւրու (مّورو: مادرخوانده) ارمنی کهن،
در پارسی دامنهای وسیع از واژگان از این شاخه روییدهاند: «مادر»، «مادرانه»، «مادرزن»، «مادرشوهر»، «نامادری»، «مادربزرگ»، «مام وطن»، «مامشهر»، «مادرپدر» (والدین)، «بیپدرمادر»، «مادرزاد»، «ماده»، «ماچه» (مادهسگ: ماده + چه)، «مادینه»، «مادیگرایی»، «مادیان»، «ماکیان»، «نرماده/ نَرموک»، «مایه»، «سرمایه»، «بیمایه»، «پرمایه»، «گرانمایه»، «خمیرمایه»، «مایهدار»، «ممه»، «خواهرمادر»، «مادرسگ»، «مادرقحبه»، «زبان مادری» در پارسی امروزین و «مادندر/ مارَندر/ ماریرَه» (مادرخوانده)، «مام/ ماد» (مادر)، «مایَه» (لخت مادرزاد)، «ماک» (پرندهي اهلی ماده، ماکیان) در پارسی قدیم.
از این سیاهه روشن است که ریشهی مورد نظرمان علاوه بر معنای اصلیاش که «مادر» بوده، در دو مسیر دیگر هم بسط یافته است. از سویی از معنی زهدان و رحم به مادهی سازندهی یک چیز تعمیم یافته و «ماده» را در هردو معنای «مادینه» و «جسم» پدید آورده است. از سوی دیگر به «مایه» تبدیل شده و جوهر و اساس یک چیز را نمایندگی کرده و مشتقهایی فراوان از آن زاده است. «ماده» به عربی هم وارد شده و در آن صرف شده و کلماتی مثل «مواد»، «مادّی»، «مادیات»، «مادیگرایی» را ایجاد کرده است. «ماده» در معنای «محتوای آموزشی، کتاب درسی» هم از «ماتیکان» پهلوی آمده و ترکیبهایی مثل «تکماده»، «مادهی درسی» را ایجاد کرده است.
در سایر زبانهای ایرانی نو این واژگان از این ریشه برخاستهاند: «ماس/ مات» (مادر) و «ماتو/ ماثو» (نامادری) و «ماتی» (انگشت شست) و «مازین/ مادین» (مادیان) و «مادَگ» (گاومیش ماده) بلوچی، «ماک» (مادر) و «مِت/ مَتَه» (مادربزرگ) و «مَمیر» (مرغ) و «مِه/ مِهْ/ مِیَه» (زن، مادینه) و «مادِک» (گاومیش ماده) کردی، «مامیر» (مرغ، ماکیان) و «مَئین» (مادیان) و «ماتی» (عمه) و «ماما» (مادربزرگ) گورانی، «مَیْ/ مَیِر» (مادر) زازا، մայր (مایْر: مادر) و «ماورو» (نامادری) و «ماتِئان» (مادیان) و «ماتَک» (ماده، زن) و «ماتَکَهخَز» (اسب فحل) و «ماتَکپان» (ستوربان) و «ماتَکارار» (پیشکار، ناظر) ارمنی، «مُر» (مادر) و «مُرْپْلار» (والدین) و «مَیْرَه» (نامادری) و «مانْدینَه/ مایْنَه» (همه) پشتون، «مَد/ مَدَیْ» (مادر) و «مَدَیْل» (جانور ماده) و мад (ماد: مادر، مادینه) آسی، «مَدیارْد» (لخت مادرزاد) دیگوری، «مُود» (مادر) شغنی، «مود» (مادر) سریکلی، «مَیِر» (مادر) بهدینی، «ما/ ماچی/ ماوا» (مادر) و «مَیِنْدَر» (نامادری) و «مَرْزَه» (برادر، دوست) و «مَدیانَه» (مادیان) و «ماچی» (مادر) پراچی، «ماتْسیُو» (سگ ماده) و «مَیُورو» (مادیان) یدغه، «مَداخ» (مادیان) وخی، «مَذون/ مَیونو موهُون» (مادیان) بختیاری، «مَچ» (ماده) و «ماچِک» (سگ ماده) و «مُوک» (ماکیان) وخی، «مَیُون» (مادیان) دلیجانی، «مُیْرُو» (مادیان) تاتی شمالی، «مایان» (مادیان) سیوندی، «ماچیک» (سگ ماده) سنگلیچی، «مُوچَه» (ماچه، سگ ماده) تاجیکی، «ماچَه» (جانور ماده) سیستانی، «مایَه» (بیضه) و «ماچَه» (جانور ماده) فارسی افغانی، «مایَّه» (مایهی پنیر) آشتیانی، माता (ماتا: مادر) و मां (ما: مادینه، مادر) هندی، «مادر» ترکی و اردو، «مار» (مادر) گیلکی و مازنی، «ماذ» (مادر) پارسی یهودی،
در زبانهای هندی هم این واژه به این شکلها دیده میشود:মা (ما: مادر) و মাও (ماو: مادر) آسامی، মা (ما: مادر) بنگالی، મા (ما: مادر) گجراتی، ਮਾਂ (ما: مادر) پنجابی، మాత (ماتَه: مادر) تلوگو،
«مادر» و مشتقهایش فراوان در شعر و ادب پارسی به کار گرفته شده است:
رودکی سمرقندی: «جان گرامی به پدر باز داد کالبد تیره به مادر سپرد»
خاقانی شروانی: «اول شب بوحنیفه درگذشت شافعی آخر شب از مادر بزاد»
سعدی شیرازی: «صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید»