ریشهی «لوند» درست معلوم نیست. دکتر باغبیدی آن را از بن پیشاایرانی «*لو» به معنای «جدا کردن، بریدن» مشتق دانسته و معنای اصلیاش را «برهنه شونده، کسی که لباسش را در میآورد» دانسته است. تنها واژهی تایید کنندهی این نظر «لَوَنْت» در سانسکریت است به معنای «جدا کننده، قطع کننده» که آن را از بن «*لَوَنْدَه» مشتق دانستهاند، هرچند خویشاوند دیگری برایش پیدا نشده است.
همتاهای این واژه در زبانهای ایرانی دیگر هم به ندرت یافت میشوند، مثل «لَوُن ماری» (روسپی) پشایی، «لاودا» (غلام) و «لاودی» (کنیز) پنجابی، «لونْد» (خیس، زن شهوتران) پشتو.
«لوند» در پارسی قدیمی بوده و در شعر و ادب بسیار به کار گرفته شده است:
مولانای بلخی: «ای مغفل رشتهای بر پای بند تا ز خود هم گم نگردی ای لوند»
و: «این چه میگویی؟ دعا چهبْوَد؟ مخند بر سر و ریش من و خویش ای لوند»
و: «بوی وصالت رسید، روضهی رضوان دمید صلح کن، الصلح خیر، کوری دیو لوند»
عرفی شیرازی: «پی بالانشینی، زاهدا، می را مکن ضایع بیا در دیر هم صدر لوندان میتوان بودن»