لنگر


آخرین به روزرسانی:
لنگر


          کلمه‌ی «لنگر» احتمالا از ریشه‌ی ایرانی کهن «*اَنْگ» به معنای «خماندن» گرفته شده که خود از ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*ank/ *ang» به معنای «خم کردن، قلاب کردن، کج شدن» مشتق شده است. حدس دیگر درباره‌اش آن است که خاستگاهی دراویدی داشته باشد. با این حال حدس پوکورنی که آن را از ریشه‌ی پیشاهندواروپایی مشتق دانسته محتمل‌تر به نظر می‌رسد. از این ریشه در زبان‌های اروپایی چند واژه باقی مانده که مشهورترینش نام کشور انگلستان است. قوم انگل (Engels) که در متون لاتینی به صورت Englii ثبت شده‌اند، از مردم بومی منطقه‌ی شلتسویگ هولشتین امروزین در آلمان بوده‌اند که در قرن پنجم میلادی به شرق جزیره‌ی انگلستان کوچیدند و با دو قوم آلمانی مهاجر دیگر یعنی ساکسون‌ها و جوت‌ها همسایه شدند. 

         در زبان‌های اروپایی کهن این واژگان از این ریشه برخاسته‌اند: ankulos (اَنْکولُس: خمیدگی) و agkura (اَنْگْکورا: لنگر) یونانی، angere/ anguere (خماندن، کج کردن، قلاب کردن) و angulus (خمیدگی) و ancora (لنگر) و Triangulum (مثلث) و quadrangulum (چهارگوش) لاتین، ökkla (زانو) و öngull (قلاب ماهیگیری، قوم آنگل) نُردیک کهن، ankel (زانو) فریزی کهن، angul (قلاب ماهیگیری) و ancleo (زانو) و ancor (لنگر؛ قرن نهم) و Anglisc (عضو قوم آنگل) انگلیسی کهن، angle (زاویه، خمیدگی؛ قرن دوازدهم) و Engelsche (انگلیسی) و quadrangle (چهارگوش؛ قرن سیزدهم) فرانسوی کهن، ango (قلاب) آلمانی کهن، anke (مفصل) آلمانی میانه، anglu (گوشه، کنج) اسلاوی کهن کلیسایی، 

          کلمه‌های دیگری که از این ریشه در زبانهای اروپایی نو باقی مانده عبارت است از: anka (حلقه) لیتوانیایی، Anker (لنگر) و Enke (زانو) و Englisch (انگلیسی) آلمانی، ankar (لنگر) سوئدی، Ankylosaurus (نام نوعی دایناسور زرهپوش؛ ۱۹۰۷م.) و Anglais (انگلیسی) فرانسوی، Inglés (انگلیسی) اسپانیایی، Engelsch (انگلیسی) هلندی، Engelsk (انگلیسی) دانمارکی، 

در زبان انگلیسی‌ هم این واژگان از این ریشه برخاسته‌اند: pentagon (پنج‌گوشه، پنج‌ضلعی؛ اواخر قرن چهاردهم)، triangle (مثلث؛ اواخر قرن چهاردهم)، quadrangle (چهارگوش؛ اواخر قرن چهاردهم)، anchor (لنگر)، angle (زاویه، خمیدگی؛ اواخر قرن چهاردهم، با قلاب ماهی گرفتن؛ میانه‌ی قرن پانزدهم)، angling (ماهیگیری با چوب و قلاب؛ اوایل قرن پانزدهم)، English (زبان و قوم بریتانیایی)، anchylosis (سخت شدگی مفصل، جوش خوردن استخوانهای مفصل؛ ۱۷۱۳م.)، angler (ماهیگیر با چوب؛ میانه‌ی قرن پانزدهم)، Anglian (عضو قوم آنگل؛ ۱۷۲۶م.)، Anglican (کلیسای انگلیسی؛ ۱۶۳۰م.)، anglicize (انگلیسی شده؛ ۱۷۱۰م.)، Anglo-Saxon (قوم آنگلوساکسون، آلمانی‌تبارهای مهاجر به انگلستان؛ قرن یازدهم)، angora (آنکارا؛ ۱۸۱۰م.)، angular (خمیده، زاویه‌دار؛ ۱۵۹۰م.)، ancle (زانو؛ قرن چهاردهم) انگلیسی، 

         در زبان‌های ایرانی ریشه‌ی «*اَنگ» به ویژه در پیوند با کشتی‌رانی کاربرد داشته و این موازی‌ست و همتا با کاربرد اروپایی این کلمه در پیوند با ماهیگیری. در زبانهای کهن ایرانی از این ریشه چنین کلماتی را سراغ داریم:‌ «اَنْکَهْ» (حلقه، خمیدگی) و «اَنْگَم» (پا، زانو) و लङ्गल (لَنْگَلَه: لنگر) سانسکریت، «نَنْگَلَه» (لنگر) پالی، «لَمْگَلَه» (لنگر) پراکریت، 

در پارسی از این ریشه چنین واژگانی را می‌شناسیم:‌ «لنگر»، «لنگرگاه»، «لنگر انداختن»، «لنگر برداشتن» (کج شدن، خمیدن) 

         در سایر زبان‌های ایران نو از این بن چنین کلماتی زاده شده‌اند: «لَنْگار» (گاوآهن) بلوچی، «اَنْجَر» (لنگر) عربی، «نَنْکورام» (لنگر) تلوگو، «لَنْگَیْل» (لنگر) کُمزاری، «لَنگَر» اردو و ترکی، «آنکارا/ آنْقُره» (در اصل یعنی لنگر، وامگیری از یونانی باستان یا شکل‌های کهن‌تر هیتی) ترکی. લંગર (لَنگَر) گجراتی هم از همینجا وامگیری شده است.

         «لنگر» در شعر و ادب پارسی کاربرد محدودی داشته ولی در بیت‌هایی زیبا آمده است:

فردوسی توسی: «سخن لنگر و بادبانش خرد              به دریا خردمند چون بگذرد»

نظامی گنجوی: «سیم ارچه صلاح خوب و زشتی‌ست    لنگرشکن هزار کشتی‌ست»

حافظ شیرازی: «اگر نه عقل فرو کشد چون لنگر                 چگونه کشتی از این ورطه‌ی بلا ببرد؟»

مولانای بلخی: «سرنگون اندر رود در آب شور         هرکه چون لنگر گرانی می‌کند»

و «چون کشتی بی‌لنگر، کژ می‌شد و مژ می‌شد           وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه»