لمحه


آخرین به روزرسانی:


         دو کلمه‌ی «لمحه» (اشاره کردن، نگاه انداختن، جستن برق) و «تلمیح» (کنایه و اشاره به داستانی در شعر) را از بن عربی «*لمح» مشتق دانسته‌اند. اما چنین بنی در زبان‌های سامی وجود ندارد و در عربی هم شاخه‌زایی نکرده است. از این رو حدس می‌زنم تحریفی از بنی دیگر باشد که به این شکل بر اساس باب‌های عربی تعریف شده است. 

         این واژگان با بسامدی اندک در شعر و ادب پارسی به کار گرفته شده‌اند:

فخرالدین عراقی: «لحظه ای درگذر ازین پس و پیش             لمحه ای در نگر به عالم خویش»

حزین لاهیجی: «چهره، ای خورشیدسیما، لمحه‌ای از ما مپوش  شبنم آسا یک نگاه ناتوان داریم ما»