ریشهی پیشاهندواروپایی «*leyg» به معنای «جست و خیز کردن» زایندهی ریشهی مشهور پیشاژرمنی «*laikaną» است که «تاب خوردن، جنبیدن» معنی میدهد. از این ریشه در زبانهای کهن اروپایی این واژگان مشتق شدهاند: leikr (رقص، تکاپو) و leika (جنبیدن، کوشیدن) نُردیک کهن، lāc (رقص، جنبش) و lācan (رقصیدن، جنبیدن) انگلیسی کهن، laken (رقصییدن) انگلیسی میانه، 𐌻𐌰𐌹𐌺𐍃 (لایْکْس: رقص) و 𐌻𐌰𐌹𐌺𐌰𐌽 (لایْکان: جنبیدن) گُتی،
در زبانهای زندهی اروپایی هم این نمونهها را از آن سراغ داریم: leg (بازی) دانمارکی، leka (بازی کردن) سوئدی، leika (جنبش، رقص) ایسلندی و نروژی، laigyti (جنبیدن، تاختن) لیتوانیایی، ligot (حرکت) لاتویایی،
این ریشه در زبانهای ایرانی به ریشهی فرضی «*رَیْجَتی» منتهی شده به معنای «جنبیدن، حرکت» و این واژگان از آن مشتق شده است: रेजति (رِجَتی: جنبیدن) سانسکریت، «آلیخْتَن» (جهیدن، لگد زدن) و «آلیز» (بازی) پارسی، «لِیْسْتین» (جهیدن، بازی کردن) کردی،
حدسم آن است کلمههای پارسی «لاس» و «لاس زدن» و همچنین «لاشی» (شهوتران) و «لاشیبازی» و «لش و لوش» پارسی هم از همین جا آمده باشد. این هم جای توجه دارد که «لاس» در فارسی قدیم به معنای سگ ماده یا جانور ماده هم بوده و همچنان در دوانی و جوشقانی این معنا را حفظ کرده است. ریشهی دیگری که در بیشتر منابع برای این ریشه ذکر کردهاند، «لاس» پشتون به معنای «دست» است و چنین تعبیر کردهاند که «لاس زدن» یعنی «دست زدن، دستمالی کردن». اما این به نظر نوعی ریشهشناسی عامیانه باشد. چون اتفاقا لاس زدن از جنس کلامی است و با دست ارتباطی ندارد.
واژگان برآمده از این ریشه در شعر پارسی چندان رواج نداشتهاند و اغلب عامیانه قلمداد میشدهاند.