ریشهی پیشاترکی «*کول» به معنای «برده، خدمتکار» در زبانهای ترکی به این صورتها درآمده و همان معنای کهنش را حفظ کرده است: 𐰴𐰆𐰞 (قول) ترکی کهن، «قُل» قراخانی و ترکی آناتولی قدیم، «قول» ترکی آذری و ازبکی و ترکی اویغوری، къул (قول) کومیکی و قراچای-بلخاری، «گول» ترکمنی، «کول» ترکی استانبولی، ҡол (قُل) باشکیری، құл (قول) قزاقی، кул (کول) قرقیزی. кол (قُل) تاتاری و «قول» تاتاری کریمه و кулут (کولوت) یاکوتی و دُلگان هم از همینجا آمده است. احتمال دارد این بن با ریشهی سامی «*غلم» به معنای «برده، خدمتکار، پسر نوجوان» هم نسبتی داشته باشد یا دست کم تداخلی معنایی میانشان رخ داده باشد.
در پارسی این کلمه تنها به صورت اسم شخصی وارد شده و چنین نامهایی را برساخته است: «قلی»، «علیقلی»، «یارقلی»، «محمدقلی»، «قلیزاده»، «میرقلی»، «شاهقلی»، «امامقلی»، «اللهقلی»، «احمدقلی»، «حسینقلی»، «رضاقلی»، «مخدومقلی»، «مرشدقلی»، «مهدیقلی»، «حسنقلی»
این کلمات در شعر و ادب پارسی رواج نداشتهاند و تنها در دوران قاجار برخی از شاعران مثل قاآنی شاهزادگانی را با چنین نامهایی ستودهاند و اسمشان را به این خاطر در شعرشان آوردهاند.