ریشهی عربی «*قصد» به معنای «هدف، نیت» در زبان پارسی دامنهای گسترده از واژگان را پدید آورده است: «قصد»، «قاصد»، «مقصود»، «اقتصاد»، «مقتصد»، «مقصد»، «مقاصد»، «قاصدک»، «اقتصاددان»، «اقتصادی»، «بیمقصد»، «نامقتصد»، «قصیده»، «قصیدهسرا»
در سایر زبانهای ایرانی از این ریشه چنین کلماتی را میشناسیم: «قَصَدَ/ یَقْصِدُ» (منظور داشتن، تصمیم گرفتن) و «مَقْصود» عربی، «کَسیت/ کَسید» (قصد) و «مَکْسَت» (مقصد) و «قِسیدِه» (قصیده) ترکی، «مَقْصَد» و «مَقْصود» اردو، «مَقْصَد» و «ایقْتیسُود» (اقتصاد) ازبکی، мақсат (مَقْسَت: مقصد) قزاقی، максат (مَکْسَت: مقصد) قرقیزی، «مِهقْسِهت» (مقصد) و «ئیقتیساد» (اقتصاد) ترکی اویغوری، мәҡсүт (مَقْسوت: مقصود) و иҡтисад (ایقْتیساد: اقتصاد) باشکیری،иқтисод (ایقْتیساد: اقتصاد) پارسی تاجیکی، «اِقْتِصاد» چغتایی، «اِقْتِصاد» پشتون،
در زبانهای هندی از این ریشه چنین کلماتی را میشناسیم: मक़सद (مَقْصَد) و मक़सूद (مَقْصود) هندی، মকসদ (مُوکْسُود: مقصد) و কসিদা (کُسیدَه: قصیده) بنگالی، އިޤްތިޞާދު (ایقْتیسادو: اقتصاد) دیوهی، «ایقْتیساد» (اقتصاد) و ਕ਼ਸੀਦਾ (قَسیدا: قصیده) پنجابی، «اِقْتِصاد» سندی،
برخی از این واژگان به زبانهای دیگر نیز وارد شدهاند: «کوسودی» (قصد) و «ایکْتیسادی» (اقتصاد) سواحیلی، «مَکْسود» (مقصود) مالایی، икътисад (ایقْتیساد: اقتصاد) تاتاری، qasida (قصیده) انگلیسی،
این واژگان در شعر و ادب پارسی بسیار کاربرد داشتهاند:
ابوسعید ابوالخیر: « ز آمیزش جان و تن تویی مقصودم وز مردن و زیستن تویی مقصودم »
سیف فرغانی: « غرضت قصد سیف فرغانیست ورنه مقصودت ازسفر چه بود »
سعدی شیرازی: «پروانه نمیشکیبد از دور ور قصد کند بسوزدش نور »
و: «درد دل دوستان گر تو پسندی رواست هر چه مراد شماست غایت مقصود ماست »