ریشهی سامی «*قدم» به معنای «پیش، جلو» در زبانهای باستانی ایرانی به این شکلها دیده میشود: 𒁾𒊕 (قودْمو: قدیم، جلو) اکدی، קדם (قدم: پیشروی، جلو رفتن، قبل) و קֳדָם (قُودام: پیشارو، رویارو) آرامی، קדם (قدم: پیش، قدیم، شرق) و קָדַם (قادَم: جلو رفتن) و הִקְדִּים (هَهقْدیم: قدیم، زود) و קֶדֶם (قِدِم: دیرینه، قدیمی) و קַדְמוֹן (قَدْمُون: ابتدایی، شرقی، کهنسال) عبری، ܩܕܡ (قدم: پیش، جلو، کهن) سریانی،
در پارسی این واژه بسیار شاخهزایی کرده و این واژگان را به دست داده است: «قدیم»، «قدیمی»، «قدیمندیم»، «مقدم»، «تقدم»، «قِدَم»، «قَدَم»، «قدم زدن»، «همقدم»، «قدمگاه»، «تقدیم»، «تقدیمنامه»، «اقدام»، «قدمت»، «قُدامی»، «متقدم»، «اقدم»، «خیرمقدم»، «مقدمه»، «مقدمات»، «مقدمهچینی». زایایی این بن در پارسی از تازی بیشتر بوده و از مجرای این زبان به سایر زبانهای ایرانی انتقال یافته است.
در سایر زبانهای زندهی ایرانی از این ریشه چنین کلماتی برخاستهاند: «قَدَمَ» (جلو رفتن) و «قادِم» (پیشرو) و «مُقَدّم» و «تَقْدیم» و «أَقْدَم» و «أَقْدام» (پاها) و «تَقَدُّم» و «مُتِقَدّم» و «کُرَهالقَدَم» (فوتبال) عربی، «قِدِم» (قدم، گام) و «تَقْدیم» و «قِدیم» (قدیم) ترکی آذری، «کَدِم» (قدم) و «تَکْدیم» (تقدیم) ترکی استانبولی، қадам (قَدَم) و «تَقْدیم» و «قَدیم» قزاقی و ازبکی، тәҡдим (تَقْدیم) باشکیری، «قِدِم/ قیدوم» (قدم) کردی، ղուդում (غودوم: قدم) و խատէմ (خَتیم: گام) ارمنی، «قَدَم» بلوچی، «قَدیم» اردو،
در زبانهای هندی هم কদম (کُدُم: قدم) بنگالی و ގަދީމީ (قَدیمی) دیوِهی از این ریشه وامگیری شدهاند.
مشتقهای این ریشه در شعر و ادب پارسی بسیار فراوان به کار گرفته شدهاند:
رودکی سمرقندی:«ای من مقدم از همه عشاق چون تویی مر حسن را مقدم، چون از کلام قد»
انوری ابیوردی: « فرمان ترا که باد نافذ جایز شده بر قضا تقدم
عهد تو و در زمانه تقدیم آب آمده وانگهی تیمم»
خیام نیشابوری: « تا کی ز قدیم و محدث امیدم و بیم چون من رفتم جهان چه محدث چه قدیم»
مولوی بلخی: « خود از این سو که نه سویست و نه جا قدم اندر قدم اندر قدمست»
حافظ شیرازی: « فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم که حرام است می آن جا که نه یار است ندیم»
وحشی بافقی: « وقت سرعت بود تقدم جوی پای او بر سر و دمش بر یال»
شیخ جامی: « نیست به تو همقدمی، حد کس سایهي تو همقدم توست و بس»