قبه


آخرین به روزرسانی:

«قبه» را آیلرس شکلی تحریف شده از «گنبد» دانسته و «فراینکل» نظرش را رد کرده و خاستگاهش را زبان سریانی دانسته است. اما هردو احتمالا اشتباه می‌کنند. واج‌های «گنبد» به سادگی «قبه» را به دست نمی‌دهد و این کلمه در سریانی ریشه‌ی مشخصی ندارد. 

این واژه در اصل خاستگاهی آریایی دارد و همان «کُپّه» پارسی است که از بن ایرانی کهن «*کوپ» به معنای «گنبد، تپه، تل» گرفته شده و با «کوه» خویشاوندی دارد. این بن از ریشه‌ی پیشاهندواروپایی «*kéh₂wp-os» برگرفته شده و در زبان‌های کهن اروپایی چنین واژگانی را زاده است: houf (تپه، تل) آلمانی کهن، hópr (تپه، تل، گروه) نردیک کهن، houpe (تپه) فرانسوی کهن، cúan (تپه، تل) ایرلندی کهن، hēap (تپه، تل) انگلیسی کهن، hepe/ heep (تپه) انگلیسی میانه، hāp (تپه) فریزی کهن، hōp (توده، غوزه‌ی خشخاش) ساکسونی کهن،  коупъ/ ⰽⱆⱂⱏ (کوپو) اسلاوی کهن کلیسایی، hôop (تل، تپه) هلندی میانه

در زبان‌های زنده‌ی اروپایی از این بن چنین کلماتی زاده شده‌اند: куп (کوپ) مقدونی و بلغاری، ку̏п (کوپ) صربی-کروآتی، вку́пе (وْکوپِه: دسته‌جمعی) و ку́пе (کوپِه: دسته، توده) روسی، heap (تپه) انگلیسی، kupa (تل) لهستانی، hepe/ heip (تل، تپه) اسکات، hópur (تپه) ایسلندی، hop (تپه، برجستگی) دانمارکی و سوئدی و نروژی، hoop (تل، توده، کومه) هلندی، Haufen (تپه، گروه، توده) آلمانی، houppe (منگوله) فرانسوی، 

در زبان‌های کهن ایرانی مشتق‌های ریشه‌ی «*کوپ» دلالتی معمارانه پیدا کرده و علاوه بر مفهوم «کپه»، «قبه» به معنای گنبد و تاق قوس‌دار را هم پدید آورده‌اند. این اشتقاق قدیمی بوده و در زبان‌های سامی کهن وامگیری شده است. نمودهایش را در زبان‌های کهن ایرانی به این صورت‌ها می‌بینیم: קוּבְּתָא (قوبَّتا: گنبد، سقف قوس‌دار) آرامی،ܓܝܒܐ (قَیْبا: معبد، گنبد، تاق قوس‌دار) و ܩܘܼܒ݁ܬ݂ܵܐ (قوبَّتا: گنبد، سقف) سریانی، 

  در زبان‌های زنده‌ی ایرانی از این ریشه چنین کلماتی زاده شده‌اند: «کپه» و «قبه» پارسی، «قُبَّه» (گنبد) و «قُبَه الصَخْرَه» (معبد سنگی، جایگاهی مقدس در فلسطین) عربی، «قوبَّه» (گنبد) ترکی آذری، «کوبِّه» (گنبد) ترکی استانبولی، «قوبِّه» (گنبد) ترکی اویغوری و ازبکی و زازا، «گوپْبَه» (گنبد) ترکمنی، 

بخش اول ترکیب «قاب قوسین» در آیه‌ی ۹ سوره‌ی نجم که «به اندازه‌‌ی دوکمان [فاصله داشت]» ترجمه شده، به نظرم همین کلمه است و «معبد دارای دو قوس، گنبد با دو قوس» معنی می‌دهد. 

«قبه» از پارسی و عربی به زبان‌های دیگر نیز راه یافته است و همه جا «گنبد» معنی می‌دهد: ⲕⲉⲡⲓⲧⲱ (کِپیتُو) قبطی، «کوبَه» سواحیلی و اندونزیایی، alcove ایتالیایی، alcove/ Alcobaça پرتغالی، alcoba اسپانیایی، alcove فرانسوی، alcove انگلیسی، 

واژه‌ی cupula لاتین و cupola ایتالیایی قدیم به معنای «گنبد» هم به نظرم از همین‌جا مشتق شده است. این کلمات را اغلب مشتقی از cupa (فنجان، لیوان) لاتین دانسته‌اند که دور از ذهن می‌نماید.

«قبه» در شعر و ادب پارسی دیرینه بوده و با توجه به رواجش در سریانی و آرامی، احتمالا به همین شکل در زبان پهلوی نیز وجود داشته است:

عنصری سمرقندی: «به‌سان قبه و ارتنگ مانویش غلاف  به‌سان کعبه و دیبای خسرویش ازار» 

ابوسعید ابوالخیر: «به زیر قبه تقدیس مست مستانند    که هر چه هست همه صورت خدا دانند»

ناصرخسرو قبادیانی: «ای قبه‌ی گردنده‌ی بی‌روزن خضرا  با قامت فرتوتی و با قوت برنا»

حافظ شیرازی: «روح‌القدس آن سروش فرخ    بر قبه‌ی طارم زبرجد»