عمل


آخرین به روزرسانی:
عمل


ریشه‌ی سامی «*عمل» به معنای «انجام دادن» در زبان‌های کهن ایرانی مشتقی ندارد و در دوران پس از اسلام تحول یافته است. در پارسی از اینجا چنین واژگانی را سراغ داریم: «عمل»،‌ «اَعمال»، «اِعمال»، «عامل»، «عمله»، «عُمّال»، «عملیات»، «عملیاتی»، «معمول»، «استعمال»، «مستعمل»، «معامله»،‌ «عملی»،‌ «عمل‌گرا»، «عاملیت»، «تعامل»، «عملاً»، «معمولاً»،‌ «عوامل»، «معاملات»، «بی‌عملی»،‌ «عملگر»،‌ «معامله‌گری»، «عکس‌العمل»، «حق‌العمل»،‌ «

معانی این ریشه در پایه بین عربی و پارسی مشترک هستند. اما کاربردها و شاخه‌زایی‌شان در پارسی مستقل بوده و به دلالت‌هایی خاص منتهی شده است. مثلا تعبیر «عملی» برای معتاد و «معامله» برای آلت جنسی مردانه به پارسی منحصر است.

در سایر زبان‌های زنده‌ی ایرانی از این ریشه چنین واژگانی برخاسته‌اند: עָמָל‎ (عامال: کار، کنش) عبری، «عَمَل» (کنش) و «مَعْمَل» (کارگاه، کارخانه) و «تَعامَل» (سوداگری، همکاری مالی) و «إِسْتِعْمال» (به کار گرفتن، استفاده کردن) و «عامِل» و «إِعْتَمَل» (تنهایی کاری را انجام دادن) ‌عربی، «اِمِل» (عمل) و «ایمال» (اعمال) و «موعامِلِه» (معامله) و «ایسْتیمال» (استعمال) و «موسْتَمِل» (مستعمل) و «آمِلیات» (عملیات) و «مامول» (معمول) ترکی، ғәмәл (گَمَل: عمل) باشکیری، «اِسْتِعْمال» و «مَعْمول» اردو، «ایسْتِئْمُل» (استعمال)  و «موئُمَلَه» (معامله) ازبکی، «موئامیلَه» (معامله) ترکی اویغوری، «اِمِلیات» (عملیات) کردی، 

در زبان‌های این واژگان از این میان وامگیری شده‌اند: আমল (اَمُل: ‌عمل) بنگالی، ਮਾਮਲਾ (مامْلا: معامله) پنجابی، 

برخی از این کلمات در زبان‌های دیگر نیز وار شده‌اند: «اَمَلی» (کنش) سواحیلی، «ایسْتیمال» (استعمال) تاتاری کریمه، «موعامَلَهْ» (معامله) اندونزیایی، «مَئامَلا» (معامله) هوسه

این واژگان در شعر و ادب پارسی فراوان به کار گرفته شده‌اند:

حافظ شیرازی: «نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس        ملالت علما هم ز علم بی عمل است»

فیاض لاهیجی: «فکر عریانی خود پیش ازآن کن که تو را       در بر روح شود جامه‌ی تن مستعمل»

اقبال لاهوری: «بیم و شک میرد عمل گیرد حیات                 چشم می بیند ضمیر کاینات »

شهریار تبریزی: «ادب از بی‌ادب آموز که لقمان گوید   از عمل سوخته عکس‌العملی ساخته‌ام»